درباره آفریقا

[box type=”shadow”]درباره آفریقا

اودری اسمیدلی ترجمه ی سعید بهجت

مردم
اکنون، آفریقا تا حد زیادی به عنوان زادگاه انسانواره ها (گونه زیستشناختی که انسان های مدرن به آن تعلق دارند)، شناخته شده است. شواهد باستان شناسی نشان می دهند که این قاره به مدت ۴ میلیون سال یا بیشتر مسکن انسان ها و اجداد انسان واره آنها بوده است.[/box]


کودکان افریقا

باور بر این است که انسان های از لحاظ ظاهر و اسکلت مدرن، حدود صد هزار سال قبل در نواحی شرقی زیر صحرای آفریقا، پدیدار شده اند. مدتی بعد، این انسان های اولیه در آفریقای شمالی و خاورمیانه و در نهایت در همه جای جهان، پخش شدند.
آفریقا، استوایی ترین قاره ها است؛ چیزی حدود چهار پنجم مساحتش بین مدارهای راس الجدی و راس السرطان قرار دارد. در نتیجه، گونه گونی های فرهنگی و بدنی مردم، بازتاب سازگاری با هر دو نوع آب و هوای گرم و خشک و گرم و مرطوب است. پوست تیره، مشخصه غالب مردمان بومی آفریقاست، ولی این رنگ پوست یکنواخت نیست. رنگ پوست، طیفی از رنگ ها را از رنگ روشن یا برنزه، در نوار شمالی قاره که آب و هوایی مدیترانه ای د ارد، تا بسیار تیره، در برخی مناطق سودان در غرب و آفریقای شرقی که تابش خورشید بسیار شدید است، در بر می گیرد. آفریقا، متفاوت ترین حمعیت های انسانی را از لحاظ بدنی داراست، از بلندترین تا کوتاه ترین انسانها؛ شکل بدن و صورت و دیگر ویژگی های ریخت شناختی نیز، به شدت متفاوتند. و این قاره ای است با بیشترین دامنه تغییرات ژنتیکی در انسان، که بازتابی از نقش آن به عنوان منبع تمام DNA انسانی است.
در طول تاریخ انسانی، حرکت مردم (به مهاجرت انسانی مراجعه کنید) در خود، به درون و به سمت بیرون از آفریقا در امتداد کناره های شمالی آن، در شبه جزیره سینا، در امتداد دریای سرخ و به ویژه در دماغه آفریقا و نواحی ساحلی منتها الیه جنوبی مثل آفریقای جنوبی، وجود داشته است. آفریقای شمالی، از تنگه جبل الظارق تا دلتای نیل، محل لشکرکشی ها و جابجایی مردم، طی بیش از ۳۰۰۰ سال بوده است. در امتداد ساحل شرقی، شهرهای بازرگانی قد علم کردند و افول کردند، شهرهایی که در دو هزاره گذشته، از ماورای دریاها، با مردمی تا عربستان جنوبی، هند و اندونزی، رابطه داشتند. در طول این زمان، مهاجرت های داخلی، موجب ناهمگنی و پیچیدگی جوامع بومی آفریقا شده اند. بزرگترین جابجایی مردم به سمت خارج قاره، در نتیجه تجارت برده در اقیانوس اطلس بود که ازقرن شانزدهم تا نوزدهم ادامه یافت و شاهد انتقال حدود ده میلیون انسان به دنیای جدید بود. چنین کاهشی در مردم، به همراه جنگ های ویرانگر و تاراج های مرتبط با آن، دلیل اصلی ضعف و انحطاط بعدی جوامع آفریقایی بود.
درحالی که اغلب مردم آفریقا، بومی هستند، مهاجران استعماری اروپایی، بزرگترین اکثریت مردم جدید را، با تعداد زیادی در کنیا، آفریقای جنوبی، زیمباوه، زامبیا، نامیبیا و موزامبیک تشکیل می دهند. مهاجران هلندی، اولین بار در ۱۶۵۲ به آفریقای جنوبی رسیدند؛ اکنون بازماندگان آنها جمعیت اصلی آفریکنر یا بوئر را تشکیل می دهند. اکثریت غالب مهاجران اروپایی پس از کنفرانس آفریقای غربی برلین در ۱۸۸۵، که در آن رهبران اروپایی برای خود حوزه های نفوذ تعیین کردند، و «یورش به سمت آفریقا» حاصل آن، وارد شدند. همزمان، ولی نه مرتبط با این یورش، مهاجران فرانسوی و ایتالیایی نیز مجتمع های جدیدی در شمل و تا حدی نیز غرب آفریقا ایجاد کردند. خیلی پیشتر، در چندین موج مهاجرت که از قرن هفتم آغاز شد، عربها در شمال آفریقا و تا حدی کمتر در غرب آفریقا پراکنده شدند و به همراه خود مذهبی جدید (اسلام) و زبانی جدید (عربی) و نیز بعضی منظومات جدید فرهنگی و سیاسی آوردند. آنها همچنین تا حد زیادی توسط روابط خانوادگی و تجاری، اسلام را در امتداد ساحل شرقی، به سمت جنوب توسعه دادند (جزییات ببیشتر در مقالات مرتبط با تاریخ منطقه ای آفریقای شمالی، آفریقای مرکزی، آفریقای جنوبی، آفریقای غربی و آفریقای شرقی).
پایان عصر استعمار در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد. در پایان قرن بیستم، آفریقا شامل ۴۷ دولت-ملت مستقل (از جمله کشورهای جزیره ای) بود که از سائو تومه و پرنسیپ (با جمعیت زیر ۲۰۰،۰۰۰ نفر) تا نیجریه (نزدیک به ۱۲۵،۰۰۰،۰۰۰) را در بر می گرفت. جمعیت متولد خارج، در اغلب این کشورها دیده می شود. در آغاز قرن بیست و یکم، جمعیت کل قاره آفریقا، بالغ بر ۷۷۰،۰۰۰،۰۰۰ نفر برآورد می شد.

نواحی فرهنگی
هرچند که رقم دقیق معلوم نیست، چندین هزار جامعه یا گروه قومی مختلف در آفریقا وجود دارد. آنها با توجه به فرهنگ، زبان، مذهب و تاریخ مشترک، قابل تشخیصند. ولی در برخی مناطق، ممکن است مرزهای بین گروه های قومی و مجتمع ها (روستاها، شهرها، مناطق زراعی)، همیشه برای فرد خارج از آنها مشخص نباشد. اغلب آفریقایی ها به بیش از یک زبان صحبت می کنند و مهاجرت ها و اندرکنش های پیاپی، از جمله ازدواج بین گروه های مختلف، اغلب تمایزات قومی را مبهم ساخته است. بین ۹۰۰ تا ۱۵۰۰ زبان مختلف وجود دارد، ولی بسیاری از واحدهای مشخص سیاسی، زبانی مشترک یا مشابه به کار می برند (مثلا در مورد مردم با زبان های یوروبا، هائوسا و سواحیلی). در قرن بیستم، با ایجاد قبایل جدید (مثل زانده [یا آزانده] و لوئو) که قبل از دوره استعمار قابل تمایز نبودند، این مساله پیچیده تر شد. در دوران مدرن به دلایل سیاسی هویتهای قومی (فرهنگی) اغلب افزایش یافته، تشدید شده و یا سرکوب شده اند.
دانشمندان، در تلاش برای درک چنین قاره ناهمگونی، اغلب سعی کرده اند آن را به نواحی فرهنگی که بیانگر شرایط مهم جغرافیایی و بوم شناختی هستند، تقسیم کنند. این ها بازتابی از گونه گونی ها در سازگاری فرهنگی جوامع سنتی با زیست گاه های طبیعی متفاوت هستند. از این لحاظ، نواحی اصلی عبارتند از آفرقای شمالی، غربی، غرب مرکزی، شرقی و مرکزی و جنوبی؛ ماداگاسکار نیز در نظر گرفته می شود.

Audrey Smedley
آفریقا (۲۰۰۹). دایره المعارف بریتانیکا. شیکاگو، ۲۰۰۹٫
neusad@gmail.com

آفریقا در ویکیپدیا فارسی1 بی نهایت سپاسگزارم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

مطلب خاصی فکرتان را مشغول کرده است ؟
آن را با ما در میان بگذارید !

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter the text from the image below