درباره شهریامچی

یام و یامچی در سفرنامه مارکوپولو( بخش دوم)

یام و یامچی در سفرنامه مارکوپولو( بخش دوم)
تحقیق و پژوهش : علی میرزامحمدی
دانشجوی سال آخر دکتری جامعه شناسی
________________________________________
اشاره
در بخش اول این مقاله اشاره کردیم که مارکو پولو یک تاجر و جهانگرد ونیزی در قرن سیزدهم میلادی توصیف بسیار دقیقی از سیستم یام به ما داده است که می تواند به ما کمک کند تاریخ یام و یامچی را با دقت بیشتری بررسی کنیم.در بخش دوم مقاله ما توصیف ماکوپولو را از سیستم یام و همچنین دیزج های اطراف آن و افرادی که به عنوان مردان یام ( دوندگان و پیکهای سریع السیر) فعالیت داشتند در یکجا تقدیم دوستان می کنیم.
علی میرزامحمدی

________________________________________
یام ها
باید دانست که از شهر خانبالیغ( پکن) راهها و شاهراههایی به ولایتهای گوناگون کشیده شده بود که آنها را به یکدیگر وصل می کرد.هر جاده ای نام ولایتی را که به آن منتهی می شود بر خود دارد ، باید گفت این طرح بسیار خردمندانه است.پیکهای امپراتور زمانی که از خانبالیغ راه می افتند سر هر راهی پس از پیمودن هر ۴۰ کیلومتر به منزلگاهی می رسند که آنها را یام می خوانند و ما چاپارخانه ی نامیم. در هر یک از این چاپارخانه ها ساختمان بزرگ و آراسته ای برای استراحت آنها ساخته شده است که همه اتاقهایش با تختخوابهای زیبا و فرشها و پوششهای ابریشمین و همه گونه وسایل مورد نیاز آنها مجهزند.حتی اگر شاهی به یکی از این یام ها گام گذارد ، خود را در آن آسوده می یابد.
در برخی از این منزلگاه ها ، حدود ۴۰۰ اسب برای استفاده پیکها آماده نگه داشته می شود ؛ در برخی دیگر ۲۰۰ اسب ؛ بر حسب نیاز و دستوری که امپراتور در هر مورد صادر می کند در همه شاهراههایی که به حکومتهای ولایتی گوناگون منتهی می شوند ، در هر ۴۰ یا حداکثر ۴۸ کیلومتر شما با یکی از این منزلگاه ها بر خورد می کنید .حتی در جاههایی که پیکهای خان باید از نقاط بدون جاده و سکنه و مسافرخانه عبور کنند ، نیز یام هایی مانند نقاط دیگر برقرارند ، با این تفاوت که فاصله میان این یام ها بیشتر و هر روزه به جای ۴۰ یا ۴۸ کیلومتر ، ۵۶ تا ۷۲ کیلومتر راه طی می شود.اما این یام ها نیز مانند یام های قبلی به اسبها و تجهیزات ضروری دیگر مجهزند ، چندان که پیکهای امپراتور از هر کجا آمده باشند و به هر کجا که برسند ، همه چیزهای مورد نیازشان را فراهم می یابند.به راستی که چنین کاری در چنین ابعاد تاکنون انجام نگرفته است.تاکنون هیچ امپراتور ، شاه یا اربابی چنین ثروتی را به خود ندیده است! زیرا بر روی هم در این یام ها بیش از ۳۰۰ هزار اسب آماده نگه داشته می شود.به ویژه برای استفاده پیکهای امپراتور و تعداد ساختمانهای بزرگ این یام ها به ۱۰ هزار می رسد که همچنان گه گفته شد همگی آنها مجهزند.این قضیه چنان ابعاد شگفت انگیزی دارد که توصیف آن بسیار دشوار است.
پیکهای دونده
میان یام ها به فاصله هر ۵ کیلومتر یک قلعه کوچک ساخته شده است که ۴۰ اتاق گرداگردش را پوشانده اند.در این قلعه افرادی زندگی می کنند که پیکهای دونده شاهی نامیده می شوند.هر یک از این پیکهای دونده زنگوله پهن و بزرگی را به خود می بندند تا در هنگام دویدن در این فواصل ۵ کیلومتری ، صدای زنگوله از دور شنیده شود.او به محض رسیدن به منزلگاه بعدی ، مرد دیگری را آماده و مجهز می یابد که بی درنگ جای او را می گیرد و هر ماموریتی را که دونده قبلی به عهده دارد با دستور کتبی منشی منزلگاه که همیشه آماده خدمت است ، عهده دار می شود و مانند دونده پیشین ۵ کیلومتر دیگر را با دو زیر پا می گذارد ، تا منزلگاه بعدی که باز هم با دونده آماده دیگر برخورد کند ؛ بدین سان خطوط پستی در فواصل ۵ کیلومتری بدون هر گونه درنگی تعویض و ادامه می یابد.
بدین شیوه امپراتور که تعداد بی شماری از دوندگان را در خدمت دارد ، خبرهایی را که به گونه عادی باید ظرف ده روز به دست آورد طی یک شبانه روز به دست می آورد و این خود دستاوردی کوچک نیست( در فصل میوه چینی ، بارها پیش می آِد که میوه ای که صبح در خانبالیغ چیده می شود ، در غروب روز بعد در چاندو ( شانگتو) به دست امپراتور می رسد ، فاصله ای که پیمودن آن معمولا” ده روز وقت می گیرد.منشی هر چاپارخانه زمان ورود و خروج هر پیکی را ثبت می کند ، ماموران دیگری نیز هستند که کارشان سرکشی ماهانه به چاپارخانه ها و مجازات دوندگانی است که در کارشان سستی می کنند).
امپراتور این دوندگان را از هر گونه باج و خراجی معاف داشته و برایشان دستمزدی نیز مقرر کرده است.

چاپارهای سریع السیر
از این گذشته ، افراد دیگری نیز در این منزلگاه هستند که مانند پیکهای دونده کمربندهای زنگوله دار به خود می بمدند.این افراد پیکهای سریع السیرند و در مواردی که می بایست پیغامی فوری به حاکم ولایتی برسد و یا خبر شورش امیری به پایتخت ارسال بشود و یا در چنین موارد اضطراری دیگر ، از وجود آنها استفاده می شود.این مردان ۳۰۰ تا ۴۰۰ کیلومتر را وقت روز و همین مسافت را در شباهنگام طی می کنند.بدین سان که اسب آماده و زین شده و تازه نفسی را در یکی از منزلگاهها سوار می شوند و با بیشترین سرعت ممکن به پیش می تازند و تا هنگامی که صدای زنگوله هایشان در منزلگاه دیگر شنیده می شود ، مرد دیگری با همان تجهیزات آماده برای حرکت می شود و پس از گرفتن نامه با فرمان از دست سوار نخستین ، به تاخت به سوی منزلگاه سوم می شتابد ، بدین سان فرمان یا پیمانهای فوری از منزلگاهی به منزلگاه دیگر با سرعت هر چه تمامتر به مقصد می رسد.سرعت این پیکها شگفت انگیز است( به هر روی در شب آنها نمی توانند با سرعت روز حرکت کنند ، زیرا مشعلداران پیاده باید با آنها همراهی کنند که نمی توانند پا به پای پیکهای سوار گام بردارند).
این مردان به راستی ستودنی اند.آنها اگر شکم ، سینه و سرشان را با نوارهای محکم سخت نبندند ، هرگز نمی توانند این ماموریت را انجام بدهند.هر یک از آنها یک لوح منقوش به نقش شاهین دارند که نشان می دهد او یک پیک سریع است.
هرگاه هر یک از این پیکها اسبش از پا در آید و یا به اتفاق ناگوار دیگری دچار آید ، این اجازه را دارند که هر کسی را که بر سر راهش قرار گیرد از اسب پیاده کند و خود سوار اسبش شود.هیچ کس جرات آن را ندارد که در چنین مواردی از واگذاری اسبش خودداری ورزد ، برای همین است که این پیکها همیشه بر یک اسب تازه نفس خوب سوارند.اما همه این اسب های چاپاری برای امپراتور هزینه ای به بار نمی آورد ، زیرا هر شهر یا دهکده و روستایی که نزدیکی یکی از یام ها قرار گرفته است باید هر چند اسبی را که می توانند فراهم کنند و در اختیار این منزلگاه ها قرار دهد.یام های شهر و نیز شهرکها و دهکده های پیرامون آنها بدین سان تجهیز می شوند.
چراگاه اسب در منطقه سرسبز حد فاصل جاده اسالم به خلخال (گردنه الماس)
تنها در نقاط بدون سکنه است که اسبان چاپارخانه ها به هزینه امپراتور فراهم می شود.در یام های شهر همیشه همه اسبها یعنی تمامی ۴۰۰ اسب نگهداری نمی شود بلکه هر ماه تنها ۲۰۰ اسب در چاپارخانه نگهداری می شود و ۲۰۰ راس دیگر به چرا مشغول می شوند و سر هر ماه جای ۲۰۰ اسب قبلی را می گیرند.
اگر پیکهای دونده یا سواره بایستی سر راهشان از رودخانه یا دریاچه گذر کنند شهرهای نزدیک این گذرگاه باید سه یا چهار قایق را همیشه آماده برای اینکار نگهدارند.

برچسب‌ها: یام و یامچی در سفرنامه مارکوپولو, بخش دوم
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت ۲۰:۳۱ توسط …….. | آرشیو نظرات

یام و یامچی در سفرنامه مارکوپولو ( بخش اول)

یام و یامچی در سفرنامه مارکوپولو ( بخش اول)
تحقیق و پژوهش : علی میرزامحمدی
دانشجوی سال آخر دکتری جامعه شناسی
________________________________________
مارکو پولو (به ایتالیایی: Marco Polo)‏ یک تاجر و جهانگرد ونیزی در قرن سیزدهم میلادی بود که سفرهایش را در کتابی به نام سفرهای مارکوپولو ثبت کرده‌است، امروزه این کتاب با نام‌های کتاب شگفتی‌های جهان یا توصیفی بر جهان شناخته می‌شود. این کتاب در شناساندن آسیای مرکزی و چین به اروپاییان نقش کلیدی داشت.
سفر مارکوپولو به ایران

مارکو هنگامی تجارت را فراگرفت که پدر و عمویش، نیکولو و مَفیو به آسیا سفر کرده بودند و با قوبلای‌خان دیدار داشتند. در سال ۱۲۶۹ آن‌ها به ونیز بازگشتند و مارکو را برای نخستین بار دیدند. پس از آن پدر و عمو به همراه مارکوی ۱۷ ساله برای سفر به آسیا به‌وسیلهٔ کشتی، دوباره آماده شدند، پس از ۲۴ سال به ونیز بازگشتند و ونیز را درگیر در جنگ با جمهوری جنوا یافتند. مارکو به زندان افتاد و داستان‌هایش را برای هم‌سلولی‌اش تعریف کرد.
او در سال ۱۲۹۹ از زندان آزاد و مردی ثروتمند گردید، ازدواج کرد و دارای ۳ فرزند شد. او در سال ۱۳۲۴ از دنیا رفت و در سن لورنزو به خاک سپرده شد. این گونه سفرها و ماجراجویی‌های مارکوپولو، الهام‌بخش کسانی چون کریستف کلمب بود.
مارکو سفر خویش را در معیت پدر و عموی خود، نیکولو و مافئو در سفر دوم آنان به شرق، در حدود سال ۱۲۷۰ میلادی (۶۶۹ قمری) آغاز کرد. سفر مارکو در سرزمین‌هایی مانند فلسطین، ایران، ترکستان و سرانجام چین ادامه یافت و بازگشت وی نیز در سال ۱۲۹۲ میلادی (۶۹۲ قمری) از طریق سوماترا، جاوه، سیلان، سواحل هندوستان، ایران و بالاخره سواحل دریای سیاه، قسطنطنیه صورت گرفت و سرانجام به ونیز رسید. فرودگاه ونیز مارکو پولو و کشتی مارکوپولو برای یادبود او، چنین نامگذاری شده‌اند. همچنین چندین فیلم و کتاب هم در رابطه با او ساخته و نوشته شده‌است.( به نقل از ویکی پدیا)

در سفرنامهٔ مارکو پولو، صفحات‏ بسیار کمی (جمعاً سیزده صفحه) به ایران اختصاص دارد، اما همین توصیف‌های کوتاهش از ایران، نکات بسیاری از حیات اجتماعی ایران را روشن می‌کند.شهر توریز (تبریز)نخستین شهر بزرگ منطقه است که‏ مارکو پولو از آن دیدن می‌کند، مارکو شهر تبریز را به نام کهن و رایج آن روز «توریز» می‌خواند. او این شهر را ناحیه‏ ای از عراق‏ عجم‏ می‌پندارد که دارای قلاع بزرگ و مرکز تجارت و هنر در آن منطقه است‏. همچنین یادآور می‌شود که «شهر موقعیتی عالی دارد» و کالاهای تجارتی‏ بسیاری از «هندوستان، بغداد، موصل، هرمز» و دیگر نواحی به آنجا وارد می‌شود. او همچنین به شهر یزد ، کرمان و هرمز اشاره کرده است.مارکو پولو هنگام گذشتن از دشت کویر برای اولین‌بار با قنات مواجه می‏شود.
اما تاکنون کسی روی این نکته تاکید نکرده است که ماکوپولو توصیف بسیار دقیقی از سیستم یام به ما داده است که می تواند به ما کمک کند تاریخ یام و یامچی را با دقت بیشتری بررسی کنیم.
در این مقاله ما توصیف ماکوپولو را از یام عینا” نقل می کنیم.
باید دانست که از شهر خانبالیغ( پکن) راهها و شاهراههایی به ولایتهای گوناگون کشیده شده بود که آنها را به یکدیگر وصل می کرد.هر جاده ای نام ولایتی را که به آن منتهی می شود بر خود دارد ، باید گفت این طرح بسیار خردمندانه است.پیکهای امپراتور زمانی که از خانبالیغ راه می افتند سر هر راهی پس از پیمودن هر ۴۰ کیلومتر به منزلگاهی می رسند که آنها را یام می خوانند و ما چاپارخانه ی نامیم. در هر یک از این چاپارخانه ها ساختمان بزرگ و آراسته ای برای استراحت آنها ساخته شده است که همه اتاقهایش با تختخوابهای زیبا و فرشها و پوششهای ابریشمین و همه گونه وسایل مورد نیاز آنها مجهزند.حتی اگر شاهی به یکی از این یام ها گام گذارد ، خود را در آن آسوده می یابد.
در برخی از این منزلگاه ها ، حدود ۴۰۰ اسب برای استفاده پیکها آماده نگه داشته می شود ؛ در برخی دیگر ۲۰۰ اسب ؛ بر حسب نیاز و دستوری که امپراتور در هر مورد صادر می کند در همه شاهراههایی که به حکومتهای ولایتی گوناگون منتهی می شوند ، در هر ۴۰ یا حداکثر ۴۸ کیلومتر شما با یکی از این منزلگاه ها بر خورد می کنید .حتی در جاههایی که پیکهای خان باید از نقاط بدون جاده و سکنه و مسافرخانه عبور کنند ، نیز یام هایی مانند نقاط دیگر برقرارند ، با این تفاوت که فاصله میان این یام ها بیشتر و هر روزه به جای ۴۰ یا ۴۸ کیلومتر ، ۵۶ تا ۷۲ کیلومتر راه طی می شود.اما این یام ها نیز مانند یام های قبلی به اسبها و تجهیزات ضروری دیگر مجهزند ، چندان که پیکهای امپراتور از هر کجا آمده باشند و به هر کجا که برسند ، همه چیزهای مورد نیازشان را فراهم می یابند.به راستی که چنین کاری در چنین ابعاد تاکنون انجام نگرفته است.تاکنون هیچ امپراتور ، شاه یا اربابی چنین ثروتی را به خود ندیده است! زیرا بر روی هم در این یام ها بیش از ۳۰۰ هزار اسب آماده نگه داشته می شود.به ویژه برای استفاده پیکهای امپراتور و تعداد ساختمانهای بزرگ این یام ها به ۱۰ هزار می رسد که همچنان گه گفته شد همگی آنها مجهزند.

این قضیه چنان ابعاد شگفت انگیزی دارد که توصیف آن بسیار دشوار است.
باید دانست که به فرمان خان بزرگ میان این یام ها به فاصله هر ۵ کیلومتر یک قلعه کوچک یا دیزج ساخته شده که چهل اتاق گرداگردش را پوشانده اند، در این قلعه افرادی زندگی می کنند که پیکهای دونده امپراتور نامیده می شوند.
________________________________________
درباره این پیکهای دونده در بخش دوم این پژوهش مطلبی خواهد آمد.
توضیح : درباره خود مارکوپولو عینا” از سایت های دیگر مطالبی اقتباس شده است.مانند سایت ویکی پدیا
برای مطالعه درباره سفرنامه مارکوپولو منابع فارسی زیر در دسترس است.
سفرنامه مارکوپولو ترجمه: حبیب‌اله صحیحی
مارکوپولو در ایران: آلفونس گابریل، ترجمه: پرویز رجبی
سفرهای مارکوپولو: مری هال، ترجمه: فرید جواهرکلام
سفرنامه مارکوپولو: سیاح جاودان و دربار خاندان مغول، عبدالمحمد آیتی، مجله‌ اطلاع‌رسانی و کتابداری، بهار ۱۳۵۲٫0 می پسندی؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

مطلب خاصی فکرتان را مشغول کرده است ؟
آن را با ما در میان بگذارید !

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter the text from the image below