درباره شهر بافران

بافران . (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان نائین که در ۵۰ هزارگزی جنوب خاور نایین متصل به شوسه ٔ نایین به عقدا در جلگه واقع است .

ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و ۲۰۲۷ تن سکنه(براورد سال ۱۳۹۰) ، آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و میوه و شغل مردمش زراعت و صنایع دستی زنان کرباس بافی و راهش فرعی است . دبستان و مسجدی قدیم دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰). در تاریخ نائین تألیف صدربلاغی آمده است : از دهات معروف مشرق نائین است و آبادیهای حومه ٔ آن عبارت است از جید، کشتخوان ، پیربداق و علی آباد. قلعه مخروبه ای در بافران است که به قلعه رستم مشهور است . درخت و پایابی نیز هست که معروف است که حضرت رضا (هنگام عزیمت به خراسان ) در کنار آن درخت غذا خورده و در آن آب وضو ساخته است . شاه عباس کبیر هم در نذری که کرد که پیاده بخراسان مشرف شود (۱۰۱۰ هَ . ق .) تا آنجا که توانسته است از مسیر حضرت رضا راه پیموده است .

به امر شاه عباس در اطراف آن درخت صحنی بنا کرده اند. مسجد جامع بافران نیز از آثار قدیمی آن محل است . جمعیت بافران به دو دسته عرب و عجم تقسیم میشود. عربهای آن ازاعراب بنی عامرند و تفنگچیان بافرانی در زمان قاجاریه معروف بوده اند، در هجوم افاعنه بافران مورد قتل عام قرار گرفت .

وجه تسمیه بافران

بسیاری ازنامها و اسامی روستاها و شهرهای کشورمان برای مردم زمان ما نامفهوم و ناشناخته است. چه بسا اسم شهرها و روستاها و آبادیها بر اساس تفکرات و اندیشه ها و حوادث زمانهای گذشته و شاید چندین هزار سال پیش تعیین شده است و یا این که مردم هر محل محل سکونت خود را بدان نامها خوانده اند ممکن است بسیاری از این اسامی و اعلام را مردم دوران ما نشناسند و یا از چگونگی نامگذاری آن بی خبر باشند و ریشه و مبنای وازه ها از زبان عربی و یا زبان دیگری چگونه وارد زبان پارسی شده است وجه نامگذاری بافران از قدیم تا به حال برای مردم ساکن در این دیار مبهم بوده و هنوز هم نتوان با نظر قطعی در این مورد سخن گفت .

نام بافران بصورت تقطیع (با + فر+ آن ) باشد یعنی محل منسوب به فر و شکوه یا جایی که فر و شکوه و جلال بسیار دارد

این تقطیع با موازین اشتقاق سازگار است .ولی به حکم این که در این زیستگاه آب فراوان بوده و در گورآباد بافران آسیایی بوده که ویرانه های آن هنوز بر جاست ودر این کلمه اشاره به آب شده است .هر چند در مورد وجود آب فراوان در بافران و به خصوص در محله هایی مانند دجله که بر سبب پر آبی به این نام خوانده شده شکی نیست و حتی کتاب باریخ نایین کوچ اعراب عامری را از سفلای اردستان به بافران به دلیل وجود مراتع و چراگاه خوب این منطقه می داند .

وجه دیگر کلمه بافران برگرفته از نام دانشمند قرن ۵ و۶ هجری یسخ ابواسحاق بادرانی می داند .

دهخدا نیز در توضیح کلمه بادران به نقل از معجم البلدان چنین می نویسد از قریه های اصفهان و از اعمال نایین است ودر توضیح بادرانی می نویسد منسوب به بادران که قریه ای است از قرای واقعه بین نایین و بادران از نواحی اصفهان .

وجه تسمیه دیگر نیز برای نام بافران ذکر شده است از جمله این که بافران را مرکب از دو کلمه باد + بوران می دانند که به مرور زمان بصورت بادران و بعدها با تبدیل دال به فا بصورت بافران در آمده است .

در نتیجه کلمه بافران کلمه ای باستانی است و ذکر وجوه مختلف ناشی از گستردگی و ظرفیت والای کلمه در قبول و پذیرش وجوه مختلف است به عبارت دیگر وجود ابهام در علت نامگذاری بافران نشاندهنده قدمت و پیشینه گسترده این سرزمین نیز است .


جاذبه های تاریخی و معماری در بافران

۱- مسجد جامع تاریخی بافران

مسجد جامع

از جمله آثار تاریخی بافران که بنای اصلی آن براساس شواهد موجود، احتمالاً به قرون اولیۀ اسلامی می رسد مسجد جامع بافران است. نظر عده ای بر این است که پیش از ورود دین مبین اسلام به بافران، ‌این مسجد به عنوان آتشکدۀ زرتشتیان، ‌مورد استفاده بوده و فقدان محراب در ساختمان مسجد را مویّد این نکته می دانند. تنها سند تاریخی دربارۀ بنای مسجد، کتیبه ای سنگی با ابعاد ۲۰ × ۲۰ سانتیمتر است که بر بالای محراب فعلی مسجد، نصب شده است. بر روی کتیبۀ مزبور با خط ثلث برجسته ،‌کلمۀ طیببۀ «لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله » حک شده و در پایین آن جملۀ «کَتَبَه حبیب الله » و «سنۀ ۹۶۶ » به چشم می خورد . جملۀ نخست ، نشانگر نام نویسندۀ آن سنگ نوشته و عبارت دوّم با توجه به نزدیکی زمان ساخت مسجد جامع نایین و مسجد جامع بافران در قرنهای اوّلیۀ اسلامی ، نشان دهندۀ تاریخ تعمیر مسجد است نه تاریخ احداث آن .

ویژگیهای معماری مسجد

این مسجد تاریخی بر اساس الگوی مساجد چهار ایوانی بنا گردیده و مساحتی قریب به ۸۰۰ متر مربع دارد. مسجد در ارتفاع ۵/۱ متری از سطح معبر قرار دارد و در بخش جنوب و غرب آن دوساباط که نقش پشتبند بنا را بر عهده دارند تعبیه شده است.

این بنا شامل فضاهایی همچون صحن ، شبستان و رواق است. سرداب یا زیرزمین مسجد وتک مناره خشتی از ویژگیهای این بنای تاریخی محسوب می شوند. ورودی اصلی مسجد در ضلع غربی قرار دارد و پس از عبور از جلو خان می توان از طریق راهروی عریض به صحن مسجد راه یافت . شبستان اصلی مسجد با سقفی بلند و گنبدی شکل در ضلع جنوبی جای گرفته که با پلانی مستطیل شکل با طاق و چشمه پوشش یافته است. به جبهۀ جنوبی با ارتفاع بیشتر نسبت به بقیۀ جبهه ها تاکید بیشتری صورت می گرفته است. در جبهۀ شرقی و غربی مسجد که به صورت دو اشکوبه «سقف، ‌هر طبقه از بنا » بنا شده است فضایی مخصوص (موسوم به غرفه) برای بانوان تعبیه گردیده و دو جبهه به وسیلۀ راهروی به یکدیگر راه داشته اند. فضاهای این دو جبهه نیز با طاق و تویزه پوشیده شده اند.

کاربندی سقف دالان ورودی و شمسۀ نیم گنبد ضلع جنوبی از جمله تزیینات به کار رفته در بناست .تزیینات سردر مسجد با آجرکاری به شیوۀ راسته و خفته از الحاقات بعدی بناست. ستونهای پهن و مستحکم مسجدکه قرنها مسجد را سر پا نگهداشته نیز از جمله ویژگیهای خاصّ این مسجد است.

سرداب « زیرزمین » مسجد در کنار در ورودی اصلی و در سطح زیرین صحن به فرم شش ضلعی بنا شده و برای تأمین نور آن روزنه ای در سقف آن تعبیه شده است. سبک معماری زیر زمین مسجد ، شبیه معماری شبستان مسجد است و در زمستان و تابستان، هوایی مطبوع دارد. مسجد جامع بافران ،تک مناره ای مدوّر وخشتی دارد که از عناصر ارزشمند این بنا و از بناهای کم نظیر تاریخی است و به استناد کتاب «فهرست آثار تاریخی ایران » در دوران سلجوقی بنا شده است. ابعاد خشتهای مناره ۶×۳۰×۳۰ و ارتفاع مناره حدود ۲۱ متر و ورودی آن در کنار در اصلی مسجد و مقابل در ورودی سرداب و زیرزمین قرار دارد و به وسیلۀ ۵۸ پلۀ مارپیچی تعبیه شده در درون مناره می توان به اوج مناره رفت.

منارۀ خشتی در دوره های بعد با آجر پوشانده شده و در دوران معاصر پایین آن را آجر نما کرده اند. در قدیم از منارۀ مسجد در سحرهای ماه مبارک رمضان برای سحر خوانی و اعلام وقت سحر استفاده می شده است.

از دیگر تغییراتی که در مسجدکهن ایجاد شده قطع ارتباط غرفه های داخل شبستان مسجد است که در سال ۱۳۴۷ انجام گرفته و با برداشته شدن راه ارتباطی دو غرفه، ارتباط بخش غربی ( ‌غرفۀ مورد استفاده مردان ) با بخش شرقی ( ‌غرفۀ مورد استفاده بانوان) گسسته شد. در سالهای اخیر نمای بیرونی مسجد ،کاه گلی و پشت بام آن با ایزوگام ، پوشیده شده است. در ورودی سمت غربی ( ‌ورودی مردان ) در سال ۱۳۴۷ شمسی تغییریافت. در ورودی بانوان در ضلع شرقی مسجد قرار دارد. در مسجد جامع منبری گچی وجود داشت که در کنار آن نوشته شده بود :‌

جز علی مظهر العجایب نیست

همه جا حاضر است و غایب نیست

کَتَبَه لطف الله نایینی.

این منبر نیز در سال ۱۳۴۷ تخریب شده است.

فاصلۀ مسجد جامع بافران تا مسجد جامع نایین یک فرسخ است و از این رو با توجّه به احکام خاص نماز جمعه ( لزوم رعایت حداقل یک فرسخ بین دو نماز جمعه) برگزاری نماز جمعه درآن رواست و در برخی دورانهای گذشته ، نماز جمعه در آن برگزار شده است. معروف است که تونلی این دو مسجد جامع معتبر در نایین و بافران را به هم وصل نموده که امروزه این مسیر، مسدود شده و اثری از آن باقی نیست. این اثر تاریخی در تاریخ ۲۵/۳/۱۳۸۱ به شماره ۵۸۸۷ به عنوان اثر ملّی به ثبت ادارۀکل میراث فرهنگی رسیده است

۲- یحچال بافران :

یخچال روستای بافران متعلق به دوران صفویه‌ است.

۳- قلعه رستم در بافران :

در ورودی شهر بافران در بلندی واقع شده است و بیانگر قدمت این شهر کوچک می باشد .

بافران

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

مطلب خاصی فکرتان را مشغول کرده است ؟
آن را با ما در میان بگذارید !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter the text from the image below