یتیمی۱۸ -Orphan

دخترک دست فروش و روح الله داداشی

روح‌الله شهرت و محبوبیتش را نه فقط به خاطر مدال‌های طلایی رنگش، که به خاطر کمک‌هایش به نیازمندان به دست آورده بود؛ کمک‌هایی که هیچ‌کس آنها را نفهمید و او بدون آن‌که حتی به برادرش که نزدیک‌ترین کسش بود بگوید؛ آنها را انجام داده است. علی داداشی در این مورد می‌گوید: «دختر خانمی از یکی از شهرهای شمالی کشور آمده بود و در مراسم روح‌الله شرکت کرد. او خیلی اصرار داشت مرا ببیند، وقتی با هم روبه‌رو شدیم گفت شما مرا می‌شناسید؟ هرچه فکر کردم او را به خاطر نیاوردم .
یتیم 111چ
او به من گفت ۱۰ سال قبل شما یک مغازه مشاوره داشتید. من آن زمان یک دختربچه دستفروش بودم که هر از گاهی به مغازه شما می‌آمدم و شما از من جوراب می‌خریدید، برادرتان یک روز از من جوراب خرید. وقتی جوراب را به او دادم،از من پرسید کلاس چندم هستم؟ اما من همان سال به خاطر فقر مالی خانواده ام ترک تحصیل کرده بودم. او وقتی قصه زندگی‌ام را شنید کاری کرد که زندگی مرا تغییر داد. او گفت تو به کارت ادامه بده اما درست را رها نکن.من هزینه تحصیلت را می‌‌دهم.
یتیم 111چ
الان من سال دوم دانشگاه هستم و تا به حال تمام هزینه‌ها و مخارج تحصیلی من را برادرتان داده است. وقتی در روزنامه خبر مرگ او را خواندم احساس کردم دنیا به آخر رسیده است. من حامی‌ام را برای همیشه از دست داده‌‌ام. اگر او نبود شاید زندگی‌ام طور دیگری رقم می‌‌خورد و معلوم نبود چه سرنوشت شومی در انتظار من بود. اما او هدیه‌ای به من داد که هرگز نمی‌توانم آن را فراموش کنم. او به من زندگی داد.

دختر جوراب‌فروش تنها کسی نبود که روح‌الله به او کمک کرده بود او هفته‌ای یک‌بار به کهریزک می‌رفت و ماهانه مبلغی را به بهزیستی و سالمندان کهریزک پرداخت می‌کرد. او حتی جایزه یکی از مسابقاتش را به خانواده‌ای بخشید که وضعیت مالی بدی داشتند و دخترشان دیالیز می‌شد». علی داداشی، برادر مرحوم؛ حالا بلند هق‌هق می‌زند و گریه می‌کند.0 می پسندی؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

مطلب خاصی فکرتان را مشغول کرده است ؟
آن را با ما در میان بگذارید !

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter the text from the image below