برتولت برشت

شاعر و نمایشنامه نویس آلمانی

می گویند:زمانی که داری، بخور، بنوش و شادباش.
اما چگونه می توانم بخورم و بیاشامم
هنگامی که می دانم
آن چه را که خوردنی است
از دست گرسنه ای ربوده ام
و تشنه ای به لیوان آب من محتاج است برتولت برشت

 

پسرم می پرسد :
چرا باید ریاضی بخوانم ؟
دلم می خواهد بگویم لازم نیست
بی خواندن هم خواهی دانست دو تکه نان
بیش از یک تکه است…. برتولت برشت

ادامه مطلب …0 می پسندی؟

دوکوچه پائینی

به رنگ ناب ترین خاطرات شیرینی
شبیه پاک ترین لحظه های دیرینی


به بوی خنده ی تو نشئه می شود چشمم
تو مثل مستی یک باغ ، مثل نسرینی


به روی پهنه ی رؤیای آسمانی من
تو با شکوه ترین خوشه های پروینی


غروب، مرگ، شکستن،سکوت، تنهایی
برای هر چه که درد است باز تسکینی


مگیر چهره زمن چون برای من تو هنوز
عزیز دخترک آ ن دو کوچه پایینی


بیا دوباره بیا تا برای هم پوشیم
لباس ساده ی آن روزهای خوشبینی


دکتر غلامرضا فتحی

 2 ازانتخابت متشکرم!

غزلی زیبا از بانوی غزل ایران سیمین بهبهانی

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم
گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم
گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم
گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

سیمین بهبهانی2 ازانتخابت متشکرم!

گزیده ای از اشعار منصوراوجی-A selection of poems Mnsvravjy

گزیده ای از اشعار منصوراوجی

عطری ست در هوا

در این غروب اسفند
عطری ست در هوا
عطری که باز می بردم تا گذشته ها
تا رفته های دور
تا کوچه های شیراز
تا آن سرای کودکی ام ، عطر و عصر ها
و آن درخت ها …
عطر بهار نارنج
عطری ست در هوا

ادامه مطلب …3 ازانتخابت متشکرم!

اشعاری از علی باباچاهی-Poetry of Ali Babachahy

اشعاری از علی باباچاهی

از صلح

محکوم به خوشبختی

پس مار زیبایی فوق العاده ای دارد

عین فشار آب که سوراخ می کند صف شمشادها را

و چاقو از گردن آهو هم باریکتر است

وقتی فرو نمی رود در کتف سنگ

فقط می برد سر دخترکی را که به عکس خودش

در چشم پلنگ نگاه کرده

آدم خوشبخت با درخت سوخته چه نسبتی دارد؟

با مار فوق العاده چطور؟

قهر بلد نیست

وقتی از کوه پایین می آمدم

صلح در لوله های تفنگ به دنبال خودش می گشت

در عصر های مختلف بسیار

و من سیب به سیب / انار به انار محکوم به خوشبختی بودم

در عصرهای مختلف بسیار

از تانک آتش گرفتهای پرسیدم

سر باز مجروحی گفت _ نگفت

با اسکناس نیم سوخته هم می توان گل خشکیده ای خرید

در عصرهای مختلف بسیار.

ادامه مطلب …1 بی نهایت سپاسگزارم

اشعاری از دکتر رضا براهنی-Poetry of the doctor R. Baraheni

شعر “نگاه چرخان” از دکتر رضا براهن متن کامل

همیشه وقتی که موهایم را از روی ابروهایم کنار می زنم آنجا نشسته ای
بر روی برگها و، در “درکه” وَ باد می وزد وَ برف می بارد وَ من تنها نیستم
هر روز از گلفروشی”امیر آباد” یک شاخه گل می خریدم تنها یک شاخه
_ اما چه چشم هایی، هان! انگار یک جفت خرما _
و موهایم را از روی ابروهایم کنار می زنم آنجا نشسته ای
سیگار می کشم می خندی هر روز یک شاخه گل
آنگاه یاد زمان هایی می افتم که یک الف بچه بودم
و در زمستان های تبریز
کت پدرم را به جای پالتو می پوشیدم

و با برادر آبی چشمم از تونلِ برف ها تا راه های مدرسه را می دویدم
و می گریستم زیرا که می گفتند: این بُزمَجه در چشم های سبزش همیشه حلقه ی اشکی دارد
_ اما چه چشم هایی، هان! انگار یک جفت خرما _
ادامه مطلب …6 ازانتخابت متشکرم!