توانایی های فرماندهی اسکندر مقدونی

اسکندر مقدونی

مقدونیه در جنوب شرقی اروپا و در شمال یونان واقع است. منشأ مردم مقدونیه هم اقوام هندواروپایی و هم مهاجران یونانی بودند که بعدها باهم در هم آمیختند. آنها اخلاق و عادات خشنی داشتند چنان که تا کسی که دشمنش را نمی کشت مرد محسوب نمی شد و نمی توانست میان افراد دیگر بنشیند.

واحد خانواده در این کشور بر مبنای تعدد زوجات  بنا شده بود. مقدونیه در عصر باستان در نتیجه لشکرکشی داریوش بزرگ به مملکت سک ها جزو ایران شد ولی با جنگ پلاته دوباره جدا شد.

اسکندر مقدونی

اسکندر مقدونی از نظر بسیاری از ایرانیان فردی منفور است. به این دلیل که به امپراتوری هخامنشی، بزرگ ترین امپراطوری آن زمان پایان داد، پرسپولیس را آتش زد، مردم را به عنوان برده فروخت و خزاین ایران را تاراج کرد. برعکس غربی ها به اسکندر لقب کبیر می دهند و شیوه فرماندهی او را می ستایند. در این مطلب به مواجهه اسکندر و ایرانیان و شیوه فرماندهی او پرداخته می شود.

اسکندر مقدونی (356-323 قبل از میلاد) از شاه فیلیپ دوم و ملکه المپیا متولد شد. ارسطو فیلسوف مشهور معلمش بود. اسکندر در سن 18 سالگی فرمانده سواره نظام شد و به شاه فیلیپ در شکست دادن ارتش های آتن و تبس کمک کرد. وی پس از مرگ پدرش حمایت ارتش مقدونی را جلب کرد و دشمنانش را از میان برداشت تا به پادشاهی مقدونیه برسد.

اولین پادشاهی که مقدونیه را قدرتمند کرد فیلیپ پدر اسکندر بود. وی تشکیلاتی برای لشکر مقدونیه ایجاد کرد. بعد با دولت های یونانی جنگ کرد و آنها را تابع خود کرد. سپس زمینه جنگ با ایران را مهیا کرد و و یونانیان را واداشت بر خلاف میل شان او را به سپهسالاری جنگ با ایران انتخاب کنند ولی وقتی عازم ایران بود یعنی در سال 336 قبل از میلاد کشته شد.

پس از مرگ فیلیپ پسرش اسکندر به جای او بر تخت سلطنت نشست و در صدد برآوردن آرزوی او برآمد.

انگیزه دشمنی فیلیپ و اسکندر با ایران گرفتن انتقام از ایران به خاطر لشکرکشی خشایارشا پسر داریوش بزرگ به یونان و آتش زدن آتن و کوتاه کردن دست ایران از مداخله در امور یونانی ها و لغو فرمان اردشیر دوم ذکر می شود. ولی مورخان این دلایل را ظاهری می دانند و عقیده دارند جهان گشایی و طلای زیاد خزاین ایران انگیزه اصلی لشکرکشی به ایران بوده است.

تعداد لشکریان اسکندر در هنگام حمله به ایران 40 هزار نفر ذکر می شود.

اسکندر با ورود به پرسپولیس در این شهر کشتار به راه انداخت و قصر شاهان هخامنشی را آتش زد و اهالی آن جا را به عنوان برده فروخت. این پایان سلسله هخامنشی و آتش انتقام در ازای آتشی بود که خشایارشا در شهر آتن برافروخت. بعد خزانه پرسپولیس و خزانه همدان را خالی کرد و به تعقیب داریوش آخرین شاه هخامنشی رفت.

در نزدیکی دامغان امروزی شنید که والی های باختر و رخج داریوش را گرفته اند. به سرعت به سوی آنها شتافت. بس سوس والی باختر وقتی از آمدن اسکندر خبردار شد به داریوش زخم مهلکی زد و فرار کرد. وقتی اسکندر رسید داریوش فوت کرده بود. به امر اسکندر جسد او را با تشریفات به پاسارگارد بردند و دفن کردند.

بر اساس روایات پارسی های زرتشتی اسکندر بعد از تسخیر ایران اوستا را از گنج شاپیکان به دست آورد. به امر او بعضی از قسمت های آن که راجع به طب و نجوم بود را به زبان یونانی ترجمه کردند و باقی اش را در آتش انداختند. معلوم نیست که محل این گنج کجا بوده است.

شکست امپراتوری هخامنشیان سدی که مانع گسترش یونان به شرق می شد را از میان برداشت. با این که هیچ شواهدی در دست نیست که نشان دهد اسکندر خودش در ترویج هلنیسم (فرهنگ یونانی) در شرق نقش داشته است، اما فرهنگ یونانی در نتیجه فتوحات او به غرب آسیا و تا مرز بین النهرین نفوذ کرد و در نتیجه آسیای غربی برای اولین بار بخشی از جهان یونانی شد. این مشخص ترین دستاورد تاریخی اسکندر است.

محدوده پادشاهی اش اسکندر از دریای مدیترانه تا مرز هند را در بر گرفت.

اسکندر یکی از بزرگ ترین رهبران نظامی و قدرتمند ترین حاکمان طول تاریخ محسوب می شود. امپراتوران روم از جمله پومپه، ژولیوس سزار و کالیگولا به اسکندریه سفر کردند تا به اسکندر ادای احترام کنند؛ آگوستوس به قدری تحت تأثیر دیدار مومیایی او قرار گرفت که وقتی تاج گلی در قبرش می گذاشت به طور تصادفی بینی مومیایی اسکندر را شکست.

فتوحات او در جهان غرب به افسانه و استاندارد امپراتوران تبدیل شد. یعنی این که دوره خود را با دوران او مقایسه می کردند و البته پادشاهان، ژنرال ها و امپراتوران غرب کشف کردند که قادر به رقابت با افسانه اسکندر نیستند.

اسکندر در سن سن هجده سالگی فرمانده سواره نظام شد، در بیست سالگی پادشاه شد، در 26 سالگی ایران را فتح کرد در 30 سالگی به مرز هند رسید و قبل از تولد سی و سه سالگی اش بر اثر مالاریا (و به قولی خوشگذرانی زیاد) درگذشت. در منابع باستانی و ادبیات مدرن چندان توجهی به استعداد درخشان او به عنوان فرمانده نشده است.

آرامگاه اسکندر یکی از بزرگ ترین جاذبه های توریستی جهان باستان بوده است.

 

شیوه فرماندهی و نبوغ نظامی اسکندر

نبوغ نظامی اسکندر تردید ناپذیر است. اسکندر وضع ارتشی که از پدرش فیلیپ به او رسیده بود را با اضافه کردن نیروهای جدید از متحدانش بهبود بخشید؛ سواره نظام را تقویت کرد، از متخصصان سلاح بهره گرفت و گروهی از مهندسان را به کار گمارد؛ او هم در محاصره و هم در نبردها شکست ناپذیر بود.

مشخصه حرکات نظامی اش سرعتشان بود. تدارکات و عملیات ارتباطاتی اش بی عیب و نقص بود و توانایی هایش در کارهای بداهه در میان امپراتوران غرب بی نظیر محسوب می شد.

وی در عین حال در استراتژی فردی مراقب و دقیق بود. به عنوان مثال به جای حمله فوری به عمق آسیا، نزدیک به دو سال به تأمین امنیت مناطق ساحلی آسیای صغیر و شام پرداخت تا اطمینان حاصل کند نیروی دریایی ایران راهی به اروپا پیدا نمی کنند. قبل از لشکرکشی به بین النهرین و فلات ایران ذره ذره بخش های غربی امپراتوری پارس را جدا می کرد.

البته سه ناکامی نیز داشت. با رسیدن به مرز هند افسرانش حاضر نشدند به شرق دورتر بروند و پس از بازگشتش به بابل، نیروهای مقدونی در برابر ادغام نیروهای آسیایی به صفوفشان طغیان کردند. ناکامی دیگر از دست رفتن نیروهایش در بیابان مکران در هنگام بازگشت از هند به خلیج فارس بود. عامل از بین رفتن این نیروها کمبود آب و مواد غذایی ذکر شده.

اسکندر چهره ای سکولار بود. وی در زمان خودش کم مورد تحسین قرار گرفت. هرچند که درباره شخصیت او جزئیات کافی وجود ندارد اما شکی نیست که رهبری الهام بخش و سربازی بسیار شجاع بوده است. نسبت به مخالفانش حتی آنها که در درون صفوف خودش بودند بی رحم اما نسبت به کسانی که شجاعت و تجربه و مهارتشان را به نمایش می گذاشتند منصف و صادق بود.

احتمالاً از جاه طلبی شدید و اخلاقی غیر قابل کنترل رنج می برد که اغلب از نوشیدن مقدار زیاد شراب ناشی می شد. او نزد بسیاری از یونانیان منفور بود. به هر حال به نظر می رسد که انگیزه ماجراجویی های بزرگش جاه طلبی شخصی اش بوده است. یعنی فتوحاش تنها برای جاه طلبی و شخص خودش انجام می گرفت.

 

منابع:

http://www.history.com/topics/ancient-history/alexander-the-great

تاریخ ایران نوشته حسن پیرنیا

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *