اشعار مدح امام حسین علیه السلام

فراق کربلا

***

خون چرا از دوری خاکت نبارم؟ کربلا

مانده‌ام من بی تو از دنیا چه دارم کربلا

گفته‌اند از آسمان‌ها، من ولی از کودکی

در هوای بوی خاکت بی‌قرارم کربلا

محرم 4 copy

روزها را هی شمردم تا که شد وقت سفر

تا بیایم لحظه‌ها را می‌شمارم کربلا

دست خالی آمدن سوی تو خوش اقبالی است

دارم آه و تشنگی در کوله بارم کربلا

خاک ما گِل کرده‌اند از روز اول با فرات

زاده‌ی عشق تواند ایل و تبارم کربلا

بی‌قرار از دیدن سقای تشنه پیش آب

اشک ریزان تا قیامت روزه دارم کربلا

من کبوتر نیستم – حالا بماند چیستم –

هر چه هستم، بسته بر این در مهارم کربلا

با ملائک‌ روضه می‌گیریم بگذارند اگر

ذره‌ای از تربتت را در مزارم کربلا

«عاقبت خاک گِل کوزه گران» هم گر شوم

با نسیم آید به سوی تو غبارم کربلا

آمدم، رفتم، چه می‌شد برنگردم یک سفر

مثل حر روزی بگیری در کنارم کربلا

قاسم صرافان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *