آواجیقجغرافیای آذربایجا ن غربیجغرافیای ایران

درباره شهرآواجیق

درباره شهرآواجیق

آواجیق یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی ایران است. این شهر کوچک و مرزی در بخش دشتک شهرستان چالدران قرار دارد.

آواجیق از نظر جغرافیایی، غربی‌ترین شهر ایران است. بر پایه نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت این شهر برابر ۱٬۶۴۹ نفر بوده‌است. گورستان تاریخی پیر احمد کندی آواجیق از آثار قدیمی آن است.

طبیعت زیبای روستای دیلکوردی
طبیعت روستای زیبای دیلکوردی-شهنازی
روستای زیبای دیلکوردی-شهنازی

روستای زیبای “دیلکوردی” یکی از روستاهای واقع در دشت مستعد و زرخیز آواجیق می باشد که در تقسیم بندی جدید از روستاهای دهستان آواجیق جنوبی بخش دشتک شهرستان چالدران محسوب می شود و فاصله آن تا کلیساکندی (شهر آواجیق فعلی) مرکز منطقه وسیع و بسیار بزرگ آواجیق چیزی حدود ۱۲ کیلومتر است.

روستای دیلکوردی بر طبق آخرین آمار با داشتن ۶۶ خانوار، جمعیتی برابر با ۳۱۷ نفر را در خود جای داده است که از این تعداد، ۱۵۹ نفر مرد و ۱۵۸ نفر زن هستند. حدود ۵۵ درصد جمعیت این روستا باسوادند که از این تعداد ۵۳٪ مردان و ۴۶٪ زنان با سواد می باشند.
طبیعت بی نظیر روستای دیلکوردی
طبیعت زیبای دیلکوردی-شهنازی

فاصله این روستا تا جاده اصلی آواجیق-چالدران و آواجیق-ماکو حدوداً ۵ کیلومتر است و راه روستا تا جاده اصلی هموار و آسفالته می باشد.
روستای دیلکوردی در شیب پایانی دره و درست در دامنه کوههای مرزی و در راستای رودخانه ای که در تمام فصول کم و بیش آب در آن جریان دارد و بر روی تپه ای کم ارتفاع و کشیده ساخته شده است.

تمام خانه های قدیمی و بافت قدیمی روستا در سمت راست رودخانه قرار دارد ولی باتوجه به وقوع سیلابهای شدید و خسارات مالی فراوان در سالهای گذشته و اخطار مسئولین به جابجایی خانه هایی که نزدیک رودخانه قرار دارند، حالا دیگر خانه های بیشتری در سمت چپ رودخانه که نسبتاً بلندتر و امن تر است ساخته شده است ولی این مسئله با توجه به احتمال وقوع سیل در آینده و خانه های فراوانی که در راستای رودخانه وجود دارد نیازمند عزمی جدی جهت رفع کامل است.
نمایی از منازل روستایی در دیلکوردی
روستای دیلکوردی-شهنازی

روستای دیلکوردی با روستاهای جنگ تپه، عرب دیزج و قلی دیزج همسایه است و فاصله اش با این روستاها از طریق راه روستایی حدوداً از ۳ تا ۶ کیلومتر است. روستای دیلکوردی بسیار سرسبز است و درختان فراوانی از جمله درختان میوه مانند سیب، زردآلو، آلو و آلبالو دارد.
طبیعت روستای دیلکوردی
طبیعت زیبای دیلکوردی-شهنازی
آب شرب این روستا لوله کشی شده و از چشمه “گوی دره بلاغی” تامین می شود. آب کشاورزی دیلکوردی نیز با توجه به دائمی بودن آن از کوههای بالای روستا و آغداش و قره داغ و حسن آباد تامین می گردد.
نمایی از منازل روستایی در دیلکوردی
روستای دیلکوردی-شهنازی

اکثر اهالی این روستا در حقیقت از نسل “علی عسگر آقا” و بعد مرحوم “طاهر خان”، “طیب خان” و “مصیب خان” و طایفه “جمشید آقا” هستند. از ریش سفیدان و معتمدین این روستا که در کل منطقه آواجیق نیز اسم و رسمی داشتند و دارند می توان به نامهای زیر اشاره کرد:
مرحوم محمدخان رستم نژاد
طبیعت روستای دیلکوردی
طبیعت روستای دیلکوردی-شهنازی
۱- مرحوم محمدرضا خان رستم نژاد (مشهدی محمدخان که قبلاً در همین وبلاگ مطلبی با نام ایشان نوشته ام)
۲- مرحوم غلامحسین خان ( عبدو خان)
۳- مرحوم داداش خان هاشم زاده۴- مرحوم پناه خان(پنو خان)
۵- غلام خان رستم نژاد که خداوند عمر طولانی به ایشان بدهد.(در مورد این مرد و خاطراتش بعدها مطالبی خواهم نوشت)
طبیعت بکر روستای دیلکوردی
طبیعت روستای دیلکوردی-شهنازی
روستای دیلکوردی مراتع مرغوبی دارد که بعضاْ ییلاق ایلات و عشایر کرد زبان منطقه است. از مراتع سرسبز و معروف این روستا می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- مرتع “یانیخ یورد” که ییلاق ایل “حسوخلف” است.
۲- مرتع “سوغاننی یورد”۳- مرتع “فرهادین چیمنی” و “گوزلر” (چشمه ها)
۴- مرتع “گوی دره” و “ملانین چیمنی”۵- مرتع “گوللر” که شامل دو سد خاکی است که آب باران و برف در آن جمع می شود. یکی از این سدها “گیرده گل” و دیگری “اوزون گل” نام دارد که به همت “غلام خان” از اهالی و معتمدین و ریش سفیدان دیلکوردی و آواجیق ماهی نیز در آن وجود دارد. این سدها به برکت نزولات آسمانی به طور دائمی دارای آب فراوانی هستند.
۶- مرتع مشهور “ایواز بیات” که در مقابل آن چمنی به همین نام وجود دارد و آثار مخروبه از روستایی قدیمی در آن وجود دارد.
۷- مرتع “اینه هللنن”
نمایی از غروب آغازین روزهای بهاری روستای دیلکوردی
غرئب خورشید در روستای دیلکوردی-شهنازی
از دیگر مکانهای معروف در روستای دیلکوردی جایی است که “قربان داشلاری” نام گرفته است که از دیلکوردی وقتی به سمت قبله نگاه کنیم این سنگها دیده می شوند.
حدود و مرز روستای دیلکوردی بشرح ذیل است:
از “آناج ارخی” در جنوب روستا و نزدیک روستای قلی دیزج آغاز می شود. و جایی به نام “چونجوهلر” و بالای “حالحال ارخی” و رود و آب معروف “هکنه” و محدوده منطقه و ییلاق معروف “ملاحسن”(یکی از ییلاقات مرحوم اصلان خان شهنازی جنگ تپه پدربزرگ بنده) تا “قبله بلاغی” که سرچشمه رود هکنه هم هست و مرز روستای جنگ تپه است. سنگ “آغداش(خارخار)” و تپه “قیرمیزی تپه(تپه منشور)” و محدوده “زاغلیق” و حسن آباد دوباره به “آناج ارخی” می رسد.
دورنمای روستای دیلکوردی
دورنمای دیلکوردی-راه روستایی جنگ تپه به دیلکوردی-شهنازی
روستای دیلکوردی بوسیله شورایی متشکل از سه نفر اداره می شود. اعضاء شورای اسلامی روستا عبارتند از آقایان: صولت هاشم زاده، بالغ رستم زاده و منصور رستم زاده
در آخر امیدوارم توانسته باشم روستای زیبا و با صفای دیلکوردی را تا حد امکان حضور بازدیدکنندگان محترم وبلاگ معرفی کنم.

معرفی روستای بیک کندی – آواجیق – آذربایجانغربی
روستای بیک کندی
روستای بیک کندی در تقسیم بندی جدید از توابع دهستان آواجیق شمالی، بخش دشتک شهرستان چالدران می باشد. این روستا به لحاظ موقعیت به نوعی دروازه ورود به روستاهای صعب العبور مرزی و روستاهای ییلاقی و زیبای آواجیق مانند قیان کندی، صوفعلی، پیراحمد کندی، سلیمان عاقل، جمال کندی، نادو و … می باشد و جاده اصلی ارتباطی به روستاهای یاد شده از وسط بیگ کندی می گذرد. نزدیکترین همسایه این روستا کلیساکندی(شهر آواجیق) است که با آن ۱ کیلومتر فاصله دارد.
ورودی به بیک کندی از سمت کلیساکندی(شهر آواجیق)
ورودی به بیک کندی از سمت کلیساکندی(شهر آواجیق)
مسیر منتهی به روستای بیک کندی
جاده منتهی به بیک کندی
روستای بیک کندی
ورود به بیک کندی از کلیساکندی است که به هنگام ورود به کلیساکندی از طرف شهر ماکو، میدان اصلی را از سمت راست ادامه می دهیم و بعد از عبور ازجاده ای که در دوطرف آن درختان روی جاده را به شکل زیبایی مسقف نموده اند با طی مسیری ۱ کیلومتری به بیک کندی می رسیم. این روستا شکل معماری جالبی نیز دارد و به موازات و در بالادست رودخانه ای فصلی که از ارتفاعات سرچشمه می گیرد قرار گرفته است. هنوز هم اثراتی از خانه های قدیمی در روستا دیده می شود.
روستای بیک کندی

حدود ۹۶ خانوار در روستای بیک کندی ساکن هستند که جمعیت آن بالغ بر ۴۷۰ نفر می شود که تعداد مردان ۲۲۲ و تعداد زنان ۲۴۸ نفر است. نزدیک به ۶۹ درصد افراد این روستا باسواد هستند که از این میزان ۵۳ درصد باسوادی مربوط به مردان و ۴۷ درصد باسوادها نیز مربوط به زنان است که آمار بسیار مطلوبی در بین روستاهای آواجیق محسوب می شود.
حسینیه بیک کندی
حسینیه روستای بیک کندی

به لحاظ کشاورزی روستای بیک کندی زمینهای زراعی مناسب و خاک حاصلخیزی داشته و از نظر تامین آب زراعی نیز مشکلی ندارد. آب کشاورزی بیک کندی از صوفعلی و “گازلی گولو”(تالاب گازلی) تامین می شود و امتدادشان در محلی به نام “خرخر (به ضم خ)(دره کریم خان)” و بعد از آن به محلی با نام “چینگیللیخ” می رسد. درختان فراوان به همراه مراتع مرغوب که بیشتر در بالادست روستا بوده و با آن فاصله دارند از نکات بارز این روستاست. البته رودخانه فصلی که از پایین این روستا عبور می کند در مواقع طغیان و سیل آسیب فراوانی به زمینهای کشاورزی و بناهای مسکونی نزدیک آن وارد می کند که در سالهای اخیر چندین مورد خسارت شدید مالی قابل ذکر است. که آخرین نمونه آن خسارت شدیدی به پل ورودی کلیساکندی(شهر آواجیق) وارد کرد که ترمیم و چند سال زمان صرف ساخت پل جدید شد.(امتداد رودخانه بیک کندی با ۱ کیلومتر فاصله از ورودی کلیساکندی عبور می کند.
روستای بیک کندی
روستای بیک کندی
بیک کندی چند سالی است که صاحب دهیاری شده و از این طریق اداره می شود و با وجود منابع مالی محدود، دهیاری توانسته است با تلاشی ستودنی تغییراتی در روستا بوجود آورد مانند افزایش سطح بهداشت، عملیات آسفالت و تعریض خیابانها، تسطیح و شن ریزی در معابر، هدایت آبهای سطحی و جدول گذاری و اجرای دیواره ساحلی رودخانه روستا که از اهم فعالیتهای دهیاری بوده است.

لازم به ذکر است که دهیار روستای بیک کندی آقای حسنعلی اسمعیل زاده دارای مدرک تحصیلی لیسانس جغرافیای روستایی است و در مرداد ماه امسال (۱۳۹۰) به عنوان دهیار نمونه نیز انتخاب شده است.
در آخر امیدوارم توانسته باشم روستای زیبا و با صفای بیک کندی را تا حد امکان حضور بازدیدکنندگان گرامی وبلاگ معرفی کنم. در فرصتی مناسب حتماً تصاویر زیباتری از این روستا ارائه خواهم کرد

روستای عرب دیزج یا در گویش محلی عرب سسی یک از روستاهای واقع در منطقه بزرگ آواجیق است. این روستا با داشتن ۱۴۰ خانوار، جمعیتی حدود ۷۵۰ نفر را در خود جای داده است.
دورنمای روستای عرب دیزج
روستای عرب دیزج

جاده اصلی ارتباطی آواجیق به چالدران و ماکو از وسط این روستا می گذرد. رودخانه ای نیز از این روستا گذر می کند و جلوه خاصی به روستا بخشیده است. روستای عرب دیزج با فاصله ۳ کیلومتری از کلیساکندی، ۵ کیلومتر با روستای بعدی یعنی قلی دیزج فاصله دارد. این روستا دارای زمینهای کشاورزی مرغوب و مراتع عالی است و در ییلاقات این روستا تا مرز ایران-ترکیه عشایر کردزبان از اواسط خرداد تا اواخر شهریور ساکن می شوند.
روستای عرب دیزج
آبشار معروف شورشور روستای عرب دیزج یکی از جاذبه های واقع در ییلاقات زیبای این روستاست و همچنین چشمه آب معدنی زرسو با آبی گوارا و بی نظیر از کوههای مرزی این روستا و درست از زیر محل پاسگاه مرزی سرچشمه می گیرد و آبی گازدار با طعمی دلچسب دارد.
سرچشمه زرسو
روستای عرب دیزج

به نسبت بقیه روستاهای آواجیق این روستا مهاجرت کمتری داشته و افراد تحصیل کرده دانشگاهی در این روستا کم نیست. مانند هر روستای دیگری، اهالی عرب دیزج نیز به مشاغل کشاورزی و دامداری مشغول بوده و تعدادی محدودی هم در مشاغل دولتی مشغول به انجام وظیفه می باشند.

روستای عرب دیزج
تا آنجا که می دانم دهیار عرب دیزج آقای جعفرصادق ولی نژاد است.

تصویر اعضاء شورای اسلامی روستای عرب دیزج

در آخر امیدوارم توانسته باشم روستای زیبا و با صفای عرب دیزج را تا حد امکان حضور بازدیدکنندگان گرامی وبلاگ معرفی کنم.

هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
روستای من “جنگ تپه” از توابع شهر ماکو در شمالیترین نقطه استان آذربایجان غربی است و در مسیر جاده ابریشم و مرز بازرگان (دروازه آسیا به اروپا) قرار دارد. در منطقه ای تاریخی که “آواجیق” نام دارد و بی شک و به اذعان مورخان قدمت تمدنی حدود ۲۰۰۰ سال دارد و آثار باستانی عظیمی را در خود جای داده است. این روستای کوچک مظهر اقتدار منطقه و در حقیقت مقر فرماندهی بخش بزرگی از استان آذربایجان غربی فعلی بوده است که در جایگاه خودش در حد توان با اسناد و مدارک به توضیح این گفته خود خواهم پرداخت. شهر تاریخی چالدران(قره عینی) هم در نزدیکی آواجیق قرار دارد که فکر می کنم از هرگونه توضیحی بی نیاز است و رشادت سپاه ایران در جنگ چالدران در همین منطقه از حافظه تاریخی این مرز و بوم پاک نخواهد شد. که به تفصیل در مورد آنها توضیحاتی خواهم داد.

خانه پدری-خان اوی
این روستا زمانی نه چندان دور جایگاه مردان بزرگی بوده که شرح رشادتهای آنان هنوز در خاطره قدیمیهای منطقه و بزرگان و روسای ایلات و عشایر باقیست به همراه ابیاتی حماسی که در وصف ایشان سروده شده است.
شهر فعلی آواجیق قبلاْ به لحاظ تقسیمات کشوری از توابع شهرستان ماکو بود ولی در حال حاضر و بعد از شهرستان شدن و تغییر نام قره عینی(شهر سیه چشمه) به چالدران از توابع این شهرستان شد. و در حال حاضر نیز بخش آواجیق به شهر آواجیق مبدل و نام منطقه نیز به دشتک یا زردشت تعییر یافته است.
مرکز این شهر، روستایی تاریخی به نام کلیساکندی است و همانطور که از نامش پیداست در زمانهای گذشته کلیسایی در آن وجود داشته است و ویرانه و ستونهای آن کلیسا اینک باقیست. شهر آواجیق حدوداْ ۳۲ روستا دارد که از میان آنها میتوان به روستاهای جنگ تپه، اروج کندی، دیلکوردی، بیک کندی، قلی دیزج، عرب دیزج، شادلوی علیا و سفلی، آرخاشان، عرب کندی، صوفعلی، سلیمان آغل،حالحال سفلی و علیا، آغ بلاغ ، قزل سورو، نادو، ساری اجاق، جوزر، قزل بلاغ، تخت روان، گل آشاقی، شگفتی، طهماسب کندی، عربین کندی، جبارلو، قهرمان‌کندیو …..اشاره کرد. این شهر تاریخی ییلاقات بسیار زیبا و طبیعتی بینظیر مانند تالاب خان گل و دره آن نیز دارد که در همه فصول خصوصاً فصل بهار بی بدیلترین صحنه ها را به تصویر می کشد. ییلاقاتی که از اواسط خرداد ماه تا روزهای پایانی شهریور میزبان ایلات و عشایری مانند ایل بزرگ اوتایلو ، قزلباش، حسوخلف و…می باشد.
فصل زمستان در این گوشه از ایران عزیز از اواسط آذر آغاز و تا اوایل اردیبهشت ادامه دارد ولی اوج آن در بهمن ماه است. ابته این بستگی به شرایط آب و هوایی نیز دارد. فصل بهار نیز با اینکه عمر کوتاهی دارد ولی زیباترین تصاویر را در این دوره کوتاه به تصویر می کشد. عطر گلها به همراه نسیم خنک که در اواخر روز به خنکی فرح بخشی منتهی می شود که گویی بهشت همینجاست.
بخش دوم>>>

روستای جنگ تپه
شغل اکثر روستاییان در این منطقه کشاورزی و دامداری است.البته عده اندکی نیز به مشاغل خدماتی مشغولند. بدلیل وجود ییلاقات و مراتع عالی دامداری در اینجا شغلی پرسود است و این در صورتیست که سال آبی خوبی نیز باشد. نگهداری گوسفند و بز رایجتر از دامهای دیگر است و بعد از آن نگهداری گاو .
گندم، جو، نخود، سیب زمینی و… از محصولاتی است که در این منطقه بیشتر کاشته می شود و درختان میوه از جمله سیب ،آلبالو ، زردآلو و آلو نیز بار می دهند. البته هر کسی برای مصرف خود مزرعه ای از صیفیجات، سبزی، گوجه، فلفل، بادمجان، کدو و…دارد تا محتاج به بازار مصرف نباشد.

محصولات دامی مانند شیر، ماست، پنیر، کره، خامه، کشک و… با کیفیتی عالی در اینجا تهیه می شود. شیر تازه، خامه و کره و پنیر با نان محلی مزه ای دارد که هر ذائقه ای را شیفته و مفتون می کند.البته مدتیست که دیگر عطر نان تازه از هیچ خانه ای در روستا بیرون نمی آید. عطری که وقتی وارد روستا میشدی حتماً مشامت را نوازش می کرد. و این نیست جز از آفات تمدن و پیشرفت که با تاسیس نانوایی در روستاها این ظلم را در حقشان روا داشته است. شاید دیگر زنان روستا هم آن شیرزنان قدیمی نیستند. شیرزنی که صبح ساعتی قبل از طلوع آفتاب تنور خانه را روشن می کرد تا بلکه همسر و فرزندان نان تازه بر سفره داشته باشند. نانی که از محصول گندم سال قبل خانواده تهیه شده ونه از آرد سهمیه ای دولتی و چه برکتی داشت به اندازه حرمت تمام خاطرات و انسانهای بزرگی که از بینمان رفتند تا انسان بیاد این شعر مرحوم استاد شهریار بیافتد آنجایی که میگوید:
حیدر بابا، قره چمن جاداسی
چاووشلارین گلر سسی ، صداسی
کربلیا گئدنلرین قاداسی
دوشسون بو آج یولسوزلارین گوزونه
” تمدونون اویدوخ یالان سوزونه”
کشاورزی و دامداری در این منطقه با توجه به شرایط آب و هوایی در صورت توجه مسئولین و دولت محترم و اعطای وام در اشکال مختلف و همچنین حمایت منطقی از کشاورزان و دامداران می تواند باعث شکوفایی این منطقه گردد تا از مهاجرت به شهرها برای اشتغال جلوگیری شود. با توجه به حاصلخیز بودن خاک آواجیق و آب و هوای مناسب در کنار توجهات دولت می توان معضلاتی مانند قاچاق سوخت، دام،انسان و …..را که در منطقه وجود دارد به نحو شایسته و دقیق کنترل و ریشه کن کرد.

از ماکو که خارج می شویم بعد از طی مسیری ۱۵ دقیقه ای به روستایی با نام کشمش تپه میرسیم. روستایی که در حال حاضر جمعیت زیادی را در خود جای داده و همگی از روستاهای اطراف به اینجا مهاجرت کرده اند. از اینجا یک سه راه وجود دارد که به سه راه کشمش تپه معروف است. اگر مسیر مستقیم را ادامه بدهیم به شهر بازرگان و گمرک معروف آن که دروازه اروپا به آسیا است میرسیم. که به تفصیل و در فرصت به معرفی آن خواهم پرداخت. ولی اگر مسیر سمت چپ را انتخاب کنیم بعد از طی مسافتی حدود ۴۰ کیلومتر به روستای کلیساکندی(شهر آواجیق فعلی) و دشت بزرگ و حاصلخیز آواجیق میرسیم. این مسیر و این جاده بسیار زیبا و دلربا است و در هر فصل زیباییهای خاص خود را دارد و صد البته که ییلاق ساکنین ماکو نیز هست. و مانند همه مناطق خوش و آب و هوای دیگر اطراف شهرها، اینجا هم از گزند آفات شهرنشینی دور نمانده و ویلاهای زیادی را در این مسیر می توان مشاهده کرد. البته این به نوعی برای روستاییان اینجا هم فرصتی نکوست.

منظره کوه آرارات کوچک و بزرگ از روستای کشمش تپه

در این مسیر به روستاهای زیادی تا آواجیق برمیخوریم مانند گجوت، باشکند، ماراکومی و یکی دو روستای چند خانواری کردنشین هم که بطور غیرمجاز سالهاست در اراضی دولتی و محیط زیست در اینجا زندگی می کنند؟؟؟؟؟!!!!!!
روستاهای زیبا و سرسبز با آب فراوانی که در اینجا وجود دارد و خصوصاً رودخانه ای که از کنارشان می گذرد صفای خاصی را به این روستاها بخشیده است. در مسیرمان به آواجیق جاده از بین کوهها و صخره های بلند و باشکوهی می گذریم که همراه بارودخانه ای که در سمت چپ ما جاریست جذابیت این جاده را برای مسافران چند برابر کرده که بی شک هنوز برای ساکنان و کسانی که هر روز این مسیر را طی می کنند هیچوقت تکراری و خسته کننده نیست و مناظر بدیع و بی بدیلی را در هر ساعتی از روز به تصویر می کشد.((البته اگر تکانهای ناشی از آسفالت قدیمی جاده و دست اندازهایی که من سالهاست آنها را می بینم و به طرز کاملاً حیرت آوری دست نخورده باقی مانده است بگذارد.))

جاده ماکو-آواجیق(روزهای ابتدایی فروردین)
جاده ماکو-آواجیق

یک چشمه آبگرم طبیعی(ایستی سو) نیز در اینجا وجود دارد که البته بغیر از یک استخر و یک چهاردیواری بدون سقف و سست که آن هم از سالها یش مانده اثری از اقدامات سازمانها و ادارات متولی نمی بینیم. که صدالبته بهداشت هم در اینجا زیر صفر است.
بعد از طی مسافتی از بین پیچ و خم جاده و کوهها و صخره هایی به گردنه ای با شیبی تند و واقعاً باعظمت و زیبا میرسیم که در زبان محلی، عموم به آن قیرمیزیلیق می گویند. در سمت راست این گردنه صخره هایی به ارتفاع حدوداً ۱۵۰ متر در کنار رودخانه وجود دارد که دره هایی عمیق نیز بوجودآورده و فضایی سرشار از طبیعت ناب و صدای آب رودخانه و پرندگانی که در میان این صخره های دست نیافتنی لانه کرده اند. بینهایت زیباست و شاید نتوان با قلم فرسایی این صحنه های بکر و ناب خلقت خداوندی را تصویر کرد. مخصوصاً در اوایل صبح روزهای بهاری که شمیم گلهای رنگارنگ با همراهی نسیم صبحگاهی مشام را نوازش می کند و همه اینها دست در دست هم میدهند تا دیده بیننده را به زیباترین جلوه های طبیعت بیاراید.و در زمستان نیز این منطقه محل مناسبی برای شکار کبک است. جنس این سنگها آتش فشانی و از نوع بازالت است که منظره جالبی نیز دارد.
گردنه قیرمیزیلیق

گردنه قیرمیزیلیق-ماکو به سمت آواجیق
از اینجا به بعد دیگر میتوان عطر و بوی سرزمین پدری و خاک پاک روستا را حس کرد. وقتی این گردنه را با این جلوه های زیبا پشت سر می گذاریم به پاسگاهی مخروبه می رسیم که ذهن من آبادی آن را به یاد می آورد.پاسگاهی که نقش مهمی در ایجاد امنیت در این نقطه از آواجیق ایفا می کند و موقعیت سوق الجیشی مناسبی نیز دارد. بالای گردنه اولین روستا، روستای بدولی است. روستایی که در امتداد دره های منتهی به گردنه قیرمیزیلیق بنا شده و باز هم روستایی محروم ولی زیبا که رودخانه از میان آن می گذرد. این روستا تا مرز ایران-ترکیه فاصله زیادی ندارد.

روستاهایی که در همسایگی روستای بدولی قرار دارند عبارتند از ساری اوجاق، قزل بلاغ و جوزر که اینها هم فاصله کمی تا مرز دارند. بعد از گذشتن از این روستا جاده را در امتداد رودخانه طی می کنیم جاده ای پر پیچ و خم که باز هم نشان بی توجهی مسئولان مربوطه را متوجه هر رهگذر می کند. جاده ای که سالیان سال هیچ رسیدگی به آن نشده و این مسئله در همه جای این منطقه مستعد و حاصلخیز ولی محروم دیده می شود.؟؟؟؟؟؟؟ چرایی این موضوع از حوصله این بحث خارج است.
در امتداد جاده تا فاصله زیادی از بدولی، روستایی دیده نمی شود تا اینکه بعد از حدود ۱۰ دقیقه به روستای علوجنی میرسیم. روستایی که در سینه کش تپه ای آرمیده است. در کنار رودخانه پرآبی که برکت را به زمینهای مردم اینجا هدیه داده. این روستا را هم پشت سر می گذاریم تا به روستای کوچک آغ بلاغ برسیم. روستایی که تعداد خانوارهای آن شاید از انگشتان دست تجاوز نکند. ولی ساکنان آن زمینهای حاصلخیزی دارند. که این نکته کاملاً مشهود است.
یک نکته جالب اینکه در جای جای آواجیق با دامداریها و مرغداریهایی برمی خوریم که همیشه خالیست. دامداریهایی که کارکرد آنها دائماً در حال تغییر و تغیر است و بعضاً نزدیک به ۲۰ سال است که وام آن گرفته شده و تازه ۸ سال است که کامل شده ولی در این ۸ سال دریغ از یک گاو یا گوساله که در این دامداری نگهداری شود و پول بیت المال از ۲۰ سال پیش تا الان ریالی بازپرداخت نشده .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ورودی شهر آواجیق از روستای آغ بلاغ(کلیساکندی)

ورودی به اواجیق از سمت ماکو
بگذریم. بعد از این روستا جاده را ادامه می دهیم تا به ورودی کلیساکندی یا شهر آواجیق فعلی می رسیم. شهری کوچک و مرزی که خاک بسیار حاصلخیز، آب فراوان و باغات و درختان زیادی دارد. اطراف این شهر کوچک مرزی تفرجگاههای زیبا و سرسبزی وجود دارد. از اهم این اماکن آتلار بلاغی است، چشمه ای است بسیار پرآب که آب گوارا، خنک و فراوانی نیز دارد همچنین تفرجگاه شیرین بلاغ که به غایت زیباست و می توان گفت تکه ای از بهشت است و گورت تپسی(تپه گرگ) که تپه ای بلند و دقیقاً مشرف به کمربندی شهر است و قرار است در آینده تبدیل به تفرجگاه شود. البته چند روز قبل هم کلنگ مجتمعی توریستی به مساحت ۱۵ هکتار توسط استاندار قربانی به زمین زده شد که از کمربندی کلیساکندی آغاز و تا پشت راهدارخانه و دبیرستان امام ادامه پیدا کند. امید است که این طرح نیمه کاره رها نشود.
گورت تپسی

گورت تپسی
کمربندی شهر آواجیق (کلیساکندی-زمستان)

کمربندی کلیساکندی
قبل از هر چیز به سیلی که دو سال قبل در اینجا جاری شد اشاره می کنم که باعث شد تا پل ورودی کلیساکندی تخریب شود. پلی که الان حدود سه سال است که هنوز درست نشده و ورود به این شهر کوچک مرزی از جاده انحرافی انجام می شود. مایه تاسف است که یک پل کوچک که ساخت آن بیشتر از دو ماه زمان نمیخواهد الان دو سال و اندی است که هنوز درست نشده. این واقعاً تاسف بار و حیرت انگیزاست.
منطقه آواجیق دشتی بسیار وسیع و حاصلخیز و سرسبز با چشمه های پر آب و ییلاقات و مراتع بسیار است. کلیساکندی هم مرکز این منطقه وسیع است. شهری کاملاً تاریخی است و همانطور که از نامش پیداست کلیسایی در اینجا وجود داشته که در حال حاضر بقایای ستونهای آن دیده می شود.

کلیساکندی

این شهر سالهای متمادی مرکز حکومت محلی بوده است. حکومتی که ریشه های تاریخی عمیق همراه با سابقه خانوادگی عظیم و روشن و رشادتهای فراوان دارد. حکومتی که طبق حافظه تاریخی از مردانی چون خلیفه قلی خان از فرزندان ارشد رییس ایل بزرگ آیرم (این هم موردیست که نیاز توضیح دارد که این ایل و طایفه پرقدرت و بانفوذ چرا و به چه علت تمام هستی و دارایی خود را در قسمتهایی از شوروی سابق و آذربایجان و ارمنستان فعلی گذاشتند و به ایران آمدند؟ که بعدها توضیحاتی خواهم داد) و فرزند ایشان مرحوم پاشاخان سرتیپ است که طبق اسناد تاریخی مکتوب و کتابهایی که نویسندگان و سیاسیون، مورخان و جهانگردان مشهور چون ادوارد براون و کنت دوگوبینو و …ذکر کرده اند در آن عصر و در آن موقعیت جغرافیایی فردی لایق ، فرماندهی غیور ، حاکمی عادل و آگاه به امور سیاسی و اجتماعی بوده است شروع شده و بعد ازمرحوم پاشاخان به پنج فرزند ایشان یعنی حسنقلی خان ملقب به سالارهمایون، حسینقلی خان ملقب به امیرتومان، عباسقلی خان( فرمانده قشون)، نجفقلی خان سرتیپ و رادمرد بزرگوار، جد دلاور و نام آور من و مرد عمل مرحوم محمدقلی خان سرتیپ میرسد. البته به تفصیل به تشریح این موضوع با اسناد و مدارک و عکس و بیان خاطراتی خواهم پرداخت.
منظره آرارات ازروستای جنگ تپه
در حقیقت شهر آواجیق فعلی یا همان کلیساکندی قدیم (منطقه بزرگ آواجیق قدیم) با تمام روستاهای آن که از ۴۰ روستا تجاوز می کند در تحت حکومت این خوانین و بزرگواران بوده است. این تعریف و تمجید من از پدرانم هرگز بیراه نیست برای اینکه سالخوردگان اینجا از پدرانشان این خاطرات را ذکر کرده و سینه به سینه نقل کرده اند و می کنند در بین عشایر کردزبان این منطقه نیز این مسئله نمود عینی دارد.
این احترام و برخوردها نیست جز کرامت و بزرگی آن مردان که درعین قدرت و صلابت محبت خود را در دلها ایجاد کرده اند که بعد از سالیان سال از وفاتشان هنوز اسمشان سرزبانها و سخنانشان ضرب المثل شده است.
در زمان کشتار ارامنه توسط ترکها بسیاری از ارامنه به اینجا پناهنده شدند و این مردان از آنها در برابر ترکها حمایت کامل کردند همچنین کلیساکندی در جنگ اول و دوم جهانی توسط نیروهای روس اشغال شد.

در کلیساکندی مسجدی مجلل با معماری آن زمان بدستور و نظارت “خانم قیزخانم” همسر مرحوم نجفقلی خان سرتیپ بنا شد که دارای ستونها بلند و زیبایی خاصی بوده است. مسجدی که بعدها تخریب شد و در محل آن، مسجد جامع فعلی کلیساکندی ساخته شد.
بیشتر خانه های کلیساکندی از خشت و گل است و تازه خانه هایی با مصالح جدید در آن ساخته می شود. وقتی وارد شهر می شویم سمت چپ، جاده ای است که به سوی روستاهای مرزی و کوهستانی مانند بیک کندی، قیان کندی، صوفعلی، نادو و ایری چای، سلیمان آغل و …. میرود. و سمت راست وارد شهر می شود. اولین چیزی که نظر انسان را جلب می کند تعداد زیادی مغازه و دکان از یک صنف است که شاید کمی هم تعجب برانگیز باشد ولی وقتی بفهمیم که مرکز خرید روستاهای اطراف که گاه با اینجا سه ساعت فاصله دارند همین کلیساکندی است، از حیرتمان کم می شود. این شهر یک خیابان اصلی دارد که طول آن کمتر از دو کیلومتر است و چند بلوارهم به تازگی به آن اضافه شده است. خانه هایی که در محدوده کمربندی قرار دارند اکثراً نوساز هستند و بافت جدید شهر تقریباً در این قسمت واقع شده است. از خیابان اصلی، کوچه پس کوچه های فراوانی منشعب و همه وارد بافت قدیمی شهرمی شود. آب چشمه آتلار نیز جاری شده و از وسط شهر و خیابان اصلی می گذرد که اگر نظافت و بهداشت آن رعایت شود جلوه زیبایی به کلیساکندی می دهد. کلیساکندی دو پاسگاه در ورودی و خروجی شهر دارد که امنیت را در کل این منطقه بزرگ به عهده دارند و انصافاً و در حد بضاعت کم و ناچیزشان با توجه به حجم قاچاقی که از این مرزها صورت می گیرد تلاش فراوانی می کنند. یک شرکت تعاونی روستایی، شرکت نفت و یک پمپ بنزین کوچک، شهرداری، بخشداری، راهدارخانه، جهادکشاورزی و هلال احمر از سیستمهای دولتی مستقر در این شهر می باشند. کاستیها بسیار است و نیاز به یک بحث جامع دارد که بعدها به آن خواهم پرداخت.
کلیساکندی را با طبیعت زیبایش پشت سر می گذاریم. البته باز هم تصاویر زیباتر و کاملتری از این شهر، همچنین عکسهایی از حاکم و سرحددار این منطقه مرحوم پاشاخان سرتیپ و فرزندان دلیر ایشان برای شما ارائه خواهم کرد.
از شهر که خارج می شویم در سمت راست گورت تپسی را می بینیم. تپه ای سرسبز و زیبا و در سمت چپ کمربندی شهر و باغاتی با درختان بلند و شاخه های درهم تنیده که نشستن در سایه آنها لذتی وصف ناپذیر دارد. انتهای این جاده که دقیقاً مسیر جاده ابریشم نیز هست بعد طی حدوداً ۵۰ کیلومتربه شهر قره عینی یا چالدران فعلی می رسد. شهر رشادتها و شهر سرافرازی ایران زمین در جنگ چالدران.
جاده را ادامه می دهیم پس از خروج ازکلیساکندی بعد از طی حدوداً ۵ کیلومتر بعد از پیچ نسبتاً تند و گذر از سربالایی به روستایی زیبا و سرسبز می رسیم که عرب دیزج نام دارد. روستایی که رودخانه ای از وسط آن می گذرد و روستا را به دو بخش تقسیم کرده. خانه ها در دوطرف جاده زیبایی خاصی دارد. در اطراف این روستا زمینها و مراتع حاصلخیزی برای چرای دامها وجود دارد.
روستای عرب دیزج

روستای عرب دیزج-شهنازی
چشمه آب معدنی نیز در کوههای مرزی این روستا درست زیر پاسگاه مرزی هست که به “زرسو”(آب طلایی) معروف است. آبی که گازدار و سرشار از املاح مورد نیاز بدن است و در درمان بیماریها از جمله امراض کلیوی بسیار موثر است. آبی خوش طعم و گوارا که چه صفایی دارد اگر در کنار چشمه باشی و با ماست محلی و آب چشمه دوغ درست کنی تا لذت زندگی را در بین این کوههای بلند سر به فلک کشیده و هوای ناب بچشی. طرح استفاده از آب این چشمه جهت مصرف داخلی و صادرات با حمایت دولت و سرمایه گذاری بخش خصوصی می تواند سود بسیاری را عائد سرمایه گذار می کند.
آغداش دیلک وردی-سرچشمه آب معدنی زرسو
آغداش دیلکوردی-سرچشمه آب معدنی زرسو-شهنازی
برای رسیدن به زرسو هم از روستای عرب دیزج می توان رفت و هم از روستای دیلک وردی. از روستای عرب دیزج که خارج می شویم. دشتی بزرگ در مقابلمان می بینیم. این نقطه در فصل زمستان از نقاطی است که معمولاً با کوچکترین کولاکی مسدود می شود. بعد از طی ۵ کیلومتر به روستای “قلی دیزج” می رسیم. قبل از ورود به قلی دیزج جاده ای از راه اصلی منشعب می شود و به روستای دیلک وردی میرود در مورد این روستا سر فرصت توضیحاتی خواهم داد.
روستای قلی دیزج
روستای قلی دیزج-شهنازی
روستای قلی دیزج هم روستایی زیباست که زمانی درختان زیادی هم داشت ولی حالا اثری از آن درختان نیست. زمانی که من ۹ ساله بودم این روستا آسیابی(در زبان ترکی آذری به آسیاب “درمان” میگویند و ترکی استانبولی “دگیرمن”) داشت که اهالی روستاهای اطراف برای آسیاب کردن گندمهایشان به اینجا می آمدند. چقدر کار در این آسیابها سخت بود و چه حوصله ای می طلبید. یادش بخیر. البته این آسیاب هنوز پابرجاست ولی مدتهاست که دیگر کار نمی کند. صاحب این آسیاب که نامش حسن و آدم شوخ طبع و بذله گویی بود هنوز هم خاطرات آنروزها را بازگو می کند. این روستا جزو اولین روستاهایی بود که صاحب مخابرات روستایی شد.
اراضی زراعی بین عرب دیزج و قلی دیزج
اراضی بین روستاهای عرب دیزج و قلی دیزج
اینجا را هم پشت سر میگذاریم تا بعد از طی حدوداً ۱۰ کیلومتر به یک چهارراهی می رسیم که مسیر دست چپ به روستای حالحال و ادامه مسیر دست راست به روستای زیبا، سرسبز و تاریخ ساز منطقه ، “جنگ تپه” می رسد. روستای من که سرشار از خاطرات روزهایی است که مردان بزرگی چون محمدقلی خان سرتیپ، نجفقلی خان سرتیپ، ابوالفتح خان همتی آیرم (صمصام آقا)، اصلان خان شهنازی و عزت اله خان شهنازی در این دشت وسیع آواجیق اسب تاختند و از کیان و ناموس و شرف خود و مردم اینجا پاسداری کردند تا نامشان برای همیشه در خاک و سنگ و آسمان و گوشه گوشه آواجیق جاودانه شود. یادش بخیر یادش بخیر یادش بخیر نام جاوید محمدقلی خان سرتیپ و دلاوری و استواریش، نجفقلی خان سرتیپ و مردانگیش، ابوالفتح خان و همت بلندش، پدربزرگ عزیزم مرحوم عزت اله خان شهنازی و جسارت بی حد و حصرش با اسب معروفش “تل آشان”، پدربزرگ مقتدرو صبورم، مرد متفکرفرزانه مرحوم اصلان خان شهنازی با آن سخنان قصارش که حالا ضرب المثل است در بین اهالی منطقه.

http://www.anayurdum1.blogfa.com/

ارسال پاسخ