درباره شهرباروق

مختصات جغرافیایی باروق

مطابق تقسیمات کشوری ُباروق تا سال ۱۳۶۹ از توابع ملکان در آذربایجان شرقی بود از آن موقع تابع شهرستان میاندواب گردید و مختصات جغرافیایی آن بشرح زیر می باشد

که در منابع مختلف اختلافاتی جزئی هم در این زمینه دیده می شود.در فرهنگ آبادیهای ایران تالیف دکتر مفخم پایان چنین آمده است:طول جغرافیایی ۴۶ درجه و ۲۰ دقیقه – عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۵۲ دقیقه(مفخم ۱۳۳۹)

در فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور چنین ثبت شده است: طول جغرافیایی ۴۶ درجه و ۱۹ دقیقه – عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۵۷ دقیقه با ارتفاع ۱۳۶۰ متر از سطح دریا(پاپلی یزدی ۱۳۶۷)

وجه تسمیه “باروق”
وجه تسمیه “باروق”

باروق((((BARUQ اسم پارسی (فارسی) است، ماخوذ از یونانی، به معنای سفیداب قلعی. (نفیسی ۱۳۴۳).

“باروق” بلغت رومی سفیداب قلعی را گویند. ( فرهنگ لغات دهخدا)

“باروق” اسم است به لغت رومی سفیداب قلعی را گویند. نام دوائی است که نامهای دیگرش اسفیداج و سفیداب است. لفظ مذکور از زبان عبرانی است که در ترجمه طب معرب شده است.(فرهنگ نظام)

“باروق” به عبرانی اسفیداج است.(فهرست مخزن الادویه)

“باروق”به ضم رای به لغت رومی سفیداب قلعی را گویند.(پادشاه ۱۳۳۵)

ماخوذ از یونانی سفیداب قلعی . (ناظم الاطباء)

باروق را در محل (باری ) می گویند و عده ای را اعتقاد بر این است که (باری) به محلی که (بار) و محصول فراوان داشته باشد می گویند و چون باروق قبلا مکانی پر بار و حاصلخیز بوده است به این نام خوانده شده است.

کلمه “باروق” را عده ای مشتق از مصدر بارماقBarmaq و یا باریماقBarımaq که در ترکی باستان به معنی ساختن بنا، تاسیس کردن و فرم و شکل دادن است، می دانند.

انگیزه ایجاد روستای باروق(قسمت اول)
با اینکه در کتب تاریخی به مطلبی در مورد تاریخچه این روستا دسترسی نیافتم اما اشیایی که گاه گاه از زیر زمین بیرون می آید نشان از قدمت تاریخی روستا دارد تا جایی که بعضی از ریش سفیدان با استناد به همان اشیاء و از قول آگاهان امر تاریخچه روستا را به حدود ۱۲۰۰ سال پیش یعنی بنای اولیه روستا را در سال ۲۲۰ بعد از هجرت بر آورد می کنند.

ریخت شناسی باروق:

شیوه معیشت در روستا در نوع و ترکیب مسکن تأثیر دارد، زیرا مثلا مسکن یک فرد دامدار بدون آغل و اصطبل کامل به نظر نمی رسد. بنابراین افراد متناسب با نوع معیشت خود فضاهایی را در داخل حیاط تعبیه می کردند و یا کشاورزان انبارهایی برای گندم و جو و دیگر محصولاتشان در نظر می گرفتند. واحد های مسکونی باروق در گذشته بصورت مجتمع و انبوه بر گرد یکدیگر قرار گرفته بودند و مانند اکثر روستا های ایران خانه ها تقریبا” بهم چسبیده بودند، خانه هایشان نیز توسط خود شان و متناسب با مهارتشان و اکثرا” از مصالحی که در دسترس داشتند ساخته می شد، مصالحی که در ساختمان مساکن بکار برده می شد بطور عمده عبارت بودند از: گچ،گل،سیمان، آهک،آهن، آجر،سنگ،چوب و…یعنی بیشتر آنچه را که طبیعت در محل در اختیارشان می گذاشت،مورد استفاده قرار می گرفت که هر یک از مصالح فوق الذکر در ارتباط با قدرت و توان مالی افراد در ساخت واحد مسکونی استفاده می گردیده.

مصالح به کار رفته در ساختمان های جدید غالباً آهن، آجر، بلوک سیمانی و بتون آرمه است در واقع می توان گفت که سمت و سوی ساختمان های جدیدی که احداث می شود با مصالح بادوام می باشد که عمدتاً در خارج از محدوده این شهر تهیه می شوند و جای مصالح محلی را گرفته است و به طور کلی در ساخت و سازهای جدید مصالح به کار رفته با پی و فونداسیون بتن آرمه و اسکلت فلزی و بتنی به همراه آجر و بلوک سیمانی در دیوار و عمدتاً پوشش سقف بتون و اسفالت می باشد در و پنجره ها نیز از چوب، آلومینیوم و آهن است.

تغییر نوع مسکن اهالی نسبت به گذشته بیشتر ناشی از این است که اهمیت بیشتری به بهداشت محل زندگی و رفاه و آسایش خودشان قائل هستند. و موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، ساختار خانواده ها و تحولات آن است. به عبارت دیگر در گذشته خانواده های روستائیان بصورت خانواده گسترده (چند خانواری) بوده که به مرور زمان به خانواده کوچک یا هسته‎ای تبدیل شده و خانواده های پر فرزند به خانواده های کم فرزند مبدل گشته که با توجه به این عوامل می توان ترکیب فضاهای مسکونی را در قالب دو نوع معماری یعنی معماری قدیم و جدید بررسی کرد.

در سبک قدیم به جهت بالا بودن بعد خانوار و گستردگی خانواده ها عموماً منازل در ابعاد بزرگتری نسبت به سبک جدید بنا می شده و اتاق هایی به صورت ردیفی در کنار هم و در برخی موارد آشپزخانه جدای پیکره اصلی ساختمان در پشت و یا در حیاط منزل احداث می شد که بیشتر برای پخت نان مورد استفاده قرار می گرفت که به آن در محل “تَندیر اَسَر” می گویند.

اما در معماری جدید سعی بر کوچک سازی و جایگزین نمودن خانه‎های کوچک به جای
خانه‎های بزرگ قدیمی است و بعلاوه در سبک جدید استفاده از فن‎آوری جدید هم امکان پذیر شده و سعی شده است تا نقشه های ساختمانی طوری طراحی گردد تا اکثر امکانات از قبیل آشپزخانه، حمام، انباری و حتی توالت در داخل ساختمان تعبیه گردد تا به راحتی قابل دسترسی باشند.

البته در این سبک بناها، هم هنوز بعضی از خانواده ها محلی برای نگهداری دام و محصولات و ماشین آلات کشاورزی و اتو موبیل های سواری در پشت ساختمان در نظر می گیرند. لذا معماری واحدهای مسکونی ترکیبی از نمای قدیمی و جدید می باشد به نوعی که بیشتر واحدهای مسکونی جدید ،تیپ ساخت و ساز شهری به خود می گیرند.

در ساختن خانه ها از قدیم سعی می شده که بین محل زندگی انسانها و چهار پایان فاصله باشد و هر خانواده ای برای استفاده خود ، توالت سر پوشیده ای در بیرون از محل مسکونی ودر گوشه ای از حیاط داشت و کسانی که قبل از لوله کشی آب ،چاه آب مشروب در حیاطشان داشند فاصله بین چاه آب وچاه توالت را حتما” رعایت می کردند. و امروزه البته آب لوله کشی شده و از آب چاه که تعداش بسیار هم کاهش یافته استفاده محدودی می گردد. داخل اتاقها اکثرا” با گچ سفید کاری شده است. حیاط هر کس با دیواری محصور شده و دارای دربی چوبی و یا آهنی می باشد. درب خانه ها و حیاط ها هم امروزه با قدیم تفاوت دارد. در زمانهای قدیم درب حیاط ها کوچک و عمدتا چوبی بود و بیشترباز بود و حتی شب ها هم بعضی ها درب حیاط شان باز بود اما امروزه بیشتر درب حیاط ها بزرگتر است بطوری که براحتی ماشین آلات کشاورزی و یا اتو موبیل های اهالی در حیاطشان پارک می گردد و درب خانه ها شب ها کلا بسته می باشد، عینا درب خانه ها هم از چوب ساخته می شد و بخصوص درب اتاق ها (ائو) که توسط کلونی چوبی بسته و یا قفل می گردید. برای باز کردن کلیدِ قفل چوبی در کنار در و تقریبا در وسط ارتفاع آن حفراه ای گذاشته می شود بنام “گولا” که از آنجا دست را فرو برده و قفل را توسط کلید چوبی مربوطه باز می کردند هر چند که با انگشت هم می شد در بسیاری مواقع آنرا باز نمود.امروزه کلید های چوبی قدیم جایشان را به قفل های فلزی جدید با ایمنی بیشتر داده اند.

آغل حیوانات در کنار محل زندگی در داخل حیاط قرار داشت و همینطور آذوقه و علوفه دامها برای زمستان، در حیاط جمع آوری و انبار می گشت و در درون خانه ها معمولا” کندویی برای نگهداری آرد می ساختند که امروزه تقریبا” منسوخ شده و دیگر کندوی آردی وجود ندارد.

در خانه های قدیم هیچ کسی در منزل حمام نداشت و مردم از حمام عمومی که بصورت خزینه بود استفاده می کردند ، ولی امروزه قدیمی ترین حمام دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد بلکه جزو آثار ملی ثبت گردیده است و تقریبا تمام مردم در خانه هایشان حمام دارند.

در گوشه ای از حیاط و یا حتی داخل خانه ها لانهء مرغ و خروس”نین” قرار داشت که عصر ها آنها را داخل آشیان کرده و صبح بیرون می کردند. پشت بام خانه ها اکثر کاه گل بود که هر سال و یا دوسال یکبار کاه گل پشت بام ها تجدید می گردید.

در سابق مردم در فصل تابستان شبها در پشت بام های خود می خوابیدند که امروزه تقریبا” منسوخ گردیده است.

از جمله عوامل موثر در شکل یابی روستا، زمینهای مسطح و حاصل خیز و وجود رودخانه قورو چای می باشد که در قسمت شرق روستا از شمال به جنوب جریان دارد. هسته اولیه روستا در نزدیکی رودخانه در محلی که به بازار معروف است و مسجد جامع روستا هم در آن واقع شده است، بنا شده و در حکم مرکز روستا محسوب می شده و بدنبال تشکیل هسته اولیه توسعه حلقوی یافته تا اینکه در چند دهه اخیر به تبع از شرایط خاص جغرافیایی و فیزیکی منطقه ، گسترش طولی بخود گرفته است. رود خانه قورو چای به عنوان یک فاکتور اصلی سالها در شکل گیری روستا عمل نموده و روستا را در سمت غرب خود و حتی در قسمت هایی از شرق خود در بالای کوههای مشرف به رودخانه را باعث شده است ولی در سالهای اخیر گسترش روستا بطرف جنوب و غرب صورت گرفته است و علت تغییر مسیر گسترش روستا را می توان در چند مورد بیان نمود یکی وابستگی مردم به عوامل طبیعی مانند رود خانه قورو چای – دوم گسترش روستا به طرف شهری که بیشترین ارتباط را با آن دارد یعنی میاندواب که باعث گسترش در جهت غرب و جنوب غربی شده ، سوم انتخاب محل جدیدی برای گورستان و عدم دفن مردگان در گورستان قدیم و در مسیر جاده باروق به آغکندِ باروق که تا چند سال پیش بیشترین رفت و آمد از طریق آن جاده به میاندواب انجام می گرفت، و امروزه به پارک تبدیل شده است و بالاخره تغییر متناسب با اجرای طرح هادی و ضروریات ناشی از تبدیل شدن به شهر و گرایش بیشتر به سکونت در جوار جاده آسفالت و ساختن مغازه دیده می شود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *