درباره شهرخوی

شهر خوی … در دشتی نسبتا وسیع در گوشه شمال غربی ایران کنونی قرار گرفته است.

امروزه جزو استان آذربایجان غربی است و در زمان قدیم جزو ایالت ماد صغیر بوده است.

طول جغرافیایی ۴۵ درجه و ۱۵ دقیقه و عرض جغرافیایی آن ۳۸ درجه و ۳۷ دقیقه می‌باشد. {جغرافیای سیاسی کیهان ص ۱۶۱٫ فرهنگ جغرافیایی (ج ۴ ص ۲۰۱) طول و عرض خوی را بشرح زیر تعیین کرده: طول ۴۴ درجه و ۵۸ دقیقه و عرض ۳۸ درجه و ۳۷ دقیقه. اختلاف ساعت خوی با تهران ۲۵ دقیقه و ۳۴ ثانیه می‌باشد یعنی ساعت ۱۲ ظهر خوی ساعت ۲۵ و ۱۲ دقیقه ساعت تهران است.}

این شهر از طرف جنوب به شهر شاهپور و از جنوب غربی به خاک مرند محدود است و با این تحدید ناحیه سرحدی قُطور و ناحیه سُکمن‌آباد و چالْدران نیز جزو خوی محسوب گردیده است.

وسعت آن با توابعش در حدود ۹۰۰۰ کیلومترمربع است، اما دشت خوی که آن را به مناسبت پست بودنش ”خوی چوخوری“ می‌نامند در حدود چهل و پنج کیلومتر طول و چهل و پنج کیلومتر عرض دارد که مساحت تقریبی آن ۲۰۰۰ کیلومتر است.

 

این دشت بوسیله گردنه‌های قراتپه و دوه‌اوچان {پرتگاه شتر} و حمزیان بترتیب با شهر شاهپور و محال سُکمن‌آباد ”چای پاره“ یا ”چای باسار“ مربوط می‌گردد. در سمت شرقی راه ترانزیتی و آسفالته سنتو که اخیرا احداث شده خاک خوی را از یکانات و مرگان (مارکان) جدا می‌سازد و راه‌آهنی که قرار است کشور ترکیه را از راه ایران به مملکت پاکستان وصل کند از ناحیه سرحدی قطور و تقریبا بیست کیلومتری خوی می‌گذرد.

ارتفاع دشت خوی تقریبا صد متر پایینتر از سطح دریاچه رضائیه و در حدود ۱۲۰۰ متر است بطوریکه اگر کانالی دریاچه رضائیه را به دشت خوی وصل کند آب این دریاچه از مسیر رودخانه قطور وارد رودخانه ارس می‌شود و خشک می‌گردد.{}

نشیب دشت خوی از شمال غربی به جنوب شرقی است. کوه آرارات از خود شهر دیده نمی‌شود ولی اگر چهار فرسخ از خوی مستقیما به طرف غرب برویم (بین دو قریه قریس و شیون کندی در محل قزل زیارت) قله پرشکوه آرارات نمایان می‌گردد. آرارات بلندترین قله آذربایجان و قفقاز و فلات ارمنستان است بطوریکه آنرا در این ناحیه به ناف تشبیه کرده‌اند. این قله به اطراف و جوانب امتداد پیدا می‌کند و کوههای این سه منطقه را بوجود می‌آورد.

رشته‌ایکه از سمت غرب منشعب می‌گردد به دشت خوی کشیده می‌شود و بلندترین قله آن در این ناحیه اخیر اَورین است که طبق نوشته جغرافیای نظامی رزم‌آرا ۳۳۵۰ متر ارتفاع دارد. این قله نیز بنوبه خود به سمت مغرب امتداد می‌یابد تا بر خط مرزی دو کشور ایران و ترکیه منطبق و رفته‌رفته از ارتفاع آن کاسته می‌شود تا به دره رودخانه قطور منتهی می‌گردد. امتداد جنوبی این رشته گردنه قراتپه و قراءِ سید تاج‌الدین و و خاکمردان و دیزج‌دیز را دور زده در شرق به کوههای قریه ولدیان منتهی و به این وسیله به کوههای مشو و گردنه یام متصل می‌گردد و به راه تبریز و خوی می‌رسد. ارتفاعات شمالی خوی نیز از سلسله جبال غربی آرارات منشعب و به سمت دشت خوی پیش می‌آید و پس از اینکه سمت شمالی خوی را دور زد در حوالی قریه مارکان به طرف شرق خم شده به دشت قرخلار متصل می‌گردد. این رشته نیز به راه تبریز و خوی منتهی می‌شود. قلل و ارتفاعات مهم این قسمت گردنه حَمزیان است و چنانکه قبلا گفتیم این گردنه دشت خوی و محال چای پاره را بهم مربوط می‌کند و دیگر قله چله خانه است. {این قله گویا به مناسبت اقامت چهل روزه صوفی معروف شاه نعمت الله ولی بدین نام مشهور گردیده است.}

رودخانه‌های خوی عموما از کوههای شمال غربی سرچشمه می‌گیرند و عبارتند از:

۱٫ رودخانه قطور که از کوههای سرحدی ترکیه و اطراف دره قطور سرچشمه می‌گیرد در قریه بُیْلاپوش از گوشه جنوب غربی وارد جلگه خوی می‌شود و اغلب آبادی‌های خوی را مشروب می‌کند و پس از اینکه ضلع جنوبی خوی را پیمود به شرق امتداد می‌یابد و از قریه ایواوغلی گذشته به رودخانه ارس می‌ریزد. {ژاک دومرگان این رودخانه را در کتاب جغرافیایی خود (ص ۳۶۲ و ۳۶۳) اغلب قزل چای نامیده است ولی در هیچ جا به این نام معروف نیست.}

۲٫ رودخانه اَلَنْد از ارتفاعات ناحیه کردنشین الند در غرب خوی سرچشمه می‌گیرد و در قریه بدلان شعبه دیگری به نام حصاربان می‌ریزد و در موقع بهار که پرآب می‌گردد در حوالی قریه نوایی بوسیله مسیر رودخانه قودوق بوغان به رودخانه قطور می‌پیوندد.

رودخانه آق چای نیز از ارتفاعات شمال غربی سرچشمه گرفته از محال چای پاره عبور و آن را مشروب می‌کند و در قریه مارکان به رودخانه قطور می‌ریزد.

خاک خوی حاصلخیز است و رودخانه‌های سه‌گانه فوق با انهار فراوان و متعدد که از چشمه‌سارهای داخلی این دشت تشکیل می‌شود آب کافی زراعت در دسترس زارعین و کشاورزان می‌گذارد. بدین جهت شهر خوی از زمان قدیم محل زراعت و کشاورزی بوده است و سیاحان خارجی که از این شهر گذشته‌اند یا درباره ایران مطالعاتی کرده‌اند از کشاورزی و زراعت و حاصلخیزی خاک خوی تعریف و تمجید نموده‌اند. {ترجمه ژاک دومرگان (ص ۳۹۶): ”علاوه بر اهمیت آن به عنوان یک شهر گمرکی خوی به سبب مزارع قابل توجهی که آن را دور می‌گیرند، همچنین بخاطر باغاتی که محصولات آنها به مقدار زیاد به روسیه صادر می‌شود نیز غنی است“.}

آب و هوای آن معتدل مایل به گرمی است. در زمستان وجود کوههای حصارمانند آن را از نفوذ بادهای سرد شمالی مصون نگاه می‌دارد. در این شهر از سوز سرمای زمستان شهر همجوار تبریز خبری نیست و اما در ماههای اسفند و فروردین تغییرات جوی و گرما و سرمای نابهنگام تا آن اندازه که موجب خسارت و از بین بردن میوه و سردرختی شود در این شهر اغلب اتفاق می‌افتد. ریزش برف و باران در این منطقه به اندازه کافی است تقریبا ۰/۵۴ متر و در تمام ایران بعد از سواحل بحر خزر در درجه اول قرار دارد.

وجود عوامل و استعدادهای کشاورزی و صنعتی و تجارتی در این شهر سبب شده که جمعیت بسیار در این دشت متمرکز شود و محل مناسبی برای عمران و آبادی و تجارت گردد. {ترجمه ژاک دومرگان (ص ۳۹۶): ”بیشتر جغرافی‌دانها خوی را از لحاظ اهمیت قبل از ارومیه جای می‌دهند و برای این شهر اخیر رقم ۲۵۰۰۰ نفر از سکنه را قبول می‌کنند من بر اثر اطلاعات بسیار دقیق که برایم فراهم آمدند مجبور به تغییر این نظم شدم و شاید که ارومیه توسعه یافته و که خوی برعکس تنزل و تقلیل یافته باشد. ارومیه امروز دومین شهر آذربایجان است … خوی شهر سی هزار نفری واقع بر قزل چای علیا وسط یک فلات واقع در کمی پائین‌تر از سطح ارومیه می‌باشد و مانند این شهر اخیر (یعنی ارومیه، مؤلف) در شاخ و برگ درختان گم و نهان است“.

دومرگان این کتاب را در سالهای ۱۸۹۰ و ۱۸۹۱ تالیف کرده که مطابق با دهه اول قرن چهاردهم هجری قمری و مقارن با اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار است.

از آثارالبلاد (ص ۵۲۷): ”و خوی مدینه معموره من آذربایجان. ذات سور حصین و میاه و اشجار، کثیرالخیرات، وافره الغلات، کثیره الاهل، و اهلها اهل السنه و الجماعات علی مذهب واحد. لیس بینهم اختلاف المذاهب، یعمل بها الیباج الذی یسمونه الجولخ، بهاعین کنکله؟ حدثنی بعض فقاءِ خوی ان هذه العین ینبع منها ماء کثیر جداً بارد فی الصیف و حار فی الشتا“.}

… امروزه بخشهای تابع خوی عبارتند از: ۱٫ ولدیان در قسمت جنوب شرقی. ۲٫ ایواوغلی در ناحیه شمال که حد وسط این دو بخش راه تبریز و خوی می‌باشد. ۳٫ رهال در جنوب غربی. ۴٫ فیرورق در مغرب و شمال غربی. ۵٫ چای‌پاره در شمال بخش ایواوغلی (حد وسط این دو بخش گردنه حمزیان و قله چله‌خانه است). ۶٫ سُکمن‌آباد در غرب بخش فیرورق (حد وسط این دو بخش گردنه دَوَه اوچان است). ۷٫ دو محال کردنشین قطور و الند که در غرب بخشهای رهال و فیرورق و سُکمن‌آباد هستند.

منبع: تاریخ خوی – مهدی آقاسی – چاپخانه شفق تبریز – ۱۳۵۰ – ص ۱

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *