جغرافیای آذربایجا ن غربیجغرافیای ایرانمیاندوآب

درباره شهرمیاندوآب

درباره شهرمیاندوآب

تاریخچه میاندوآب

نام شهر و تاریخ بنا

میاندوآب از سه کلمه (میان.دو.آب) تشکیل شده است. وچه تسمیه این شهر به خاطر قرار گرفتن در میان دو رودخانه زرینه رود و سیمیئه رود است. شهر میاندوآب در زمان نادرشاه قصبه بزرگی بوده است.

در جریان لشگر کشی نادر قلی سپهسالار وقت ارتش ایران به آذربایجان در سال ۱۱۴۲ هجری قمری از قلعه میاندوآب نام برده میشود. در تاریخ افشار مکررا” از میاندوآب سخن به میان آمده است. در شرفنامه امیر شرف بدلیسی که بنام تاریخ کردستان معروف است، در صفحه ۱۸۲ از این ناحیه به نام ” دوآب” نام برده میشود.

میرزا مهدیخان استرآبادی مورخ و منشی نادرشاه در کتاب معروف خود (دره نادری) درباره آمدن نادر به میاندوآب بحث مفصلی دارد، در اسناد دوره قاجاریه این منطقه مرحمت آباد نامیده میشود. چنانچه فتحلیشاه دومین پادشاه این سلسله که از سال ۱۲۱۲ تا ۱۲۵۰ هجری قمری در ایران حکومت میکرد میاندوآب را به موجب فرمانی مفصل به احمد خان مقدم مراغه ای، بیگلربیگی آذربایجان واگذارمیکند و از آن زمان قسمتی از حومه شهر میآندوآب مرحمت آباد نامیده میشود.

(برگرفته از کتاب میاندوآب نوشته جمشید محبوبی)

موقیعت شهر میاندوآب
این شهرستان در حد فاصل بین شهرهای بوکان، ملکان، مهاباد و شاهیندژ واقع شده است و در واقع پل ارتباطی برای استانهای آذربایجان‌غربی، آذربایجان‌شرقی و کردستان محسوب می‌گردد. مساحت شهرستان میاندوآب ۲۶۹۴ کیلومتر مربع است و در طول جغرافیایی ۴۶درجه و ۶ دقیقه‌ی شرقی از نصف‌النهار گرینویچ و در عرض ۳۶ درجه و ۵۸ دقیقه‌ی شمالی از خط استوا در وسط جلگه‌های منتهی به دریاچه‌ی ارومیه با ارتفاع ۱۳۱۴ متر از سطح دریا قرار دارد.

آب و هوای منطقه متغیر بوده، دارای تابستانهای نسبتاً گرم و زمستانهای مختصر سرد میباشد.میزان بارش متوسط در منطقه ۲۸۹میلی‌لیتر ثبت شده است. میاندوآب چنانکه از اسمش پیداست به علت قرار گرفتن در میان دو رودخانه‌ی زرینه‌رود و سیمینه‌رود به این نام، نامگذاری شده است.

جمعیت شهرستان میاندوآب (بنابر آخرین آمار رسمی سازمان بازرگانی آذربایجانغربی ۱۳۸۱ ) ۲۳۹۳۴۷ نفر میباشد. از این جمعیت ۱۳۰۴۰۰ نفر در مرکز شهرستان و ۱۰۳۷۷۳ نفر در روستاهای تابعه زندگی میکنند. جمعیت عشایری شهر نیز ۵۱۷۴ نفر میباشد.

میاندوآب شهر کشاورزی و تا اندازه‌ای صنعتی است. این شهرستان از نظر کشاورزی و دامپروری پس از ارومیه در استان رتبه‌ی دوم را دارد و از نظر صنعت نیز پس از شهرهای ارومیه و خوی در جایگاه سوم استان قرار گرفته است.

دین و مذهب مردم این شهرستان اسلام شیعه‌اثنی‌عشری بوده و در روستاهای مشرف به استان کردستان درصدی از برادران سنی مذهب نیز زندگی می‌کنند. زبان و لهجه‌ی مردم میاندوآب ترکی آذربایجانی است و از خصوصیات بارز مردم این شهرستان صداقت و ایثارگری، میهمان‌نوازی و متعصب بودن به آداب و رسوم می‌باشد.

خوشبختانه میاندوآب به واسطه‌ی قرار گرفتن در بین استانهای آذربایجان‌غربی ، آذربایجان‌شرقی و کردستان در سالهای اخیر مورد توجه بسیار قرار گرفته است و از نظر صنعتی، کشاورزی، ارتباطات و توسعه‌ی فرهنگی جزء محورهای اصلی سرمایه‌گذاری در جنوب استان به شمار آمده است.

کشف چندین اثر باستانی در اطراف میاندوآب، نشانگر اسکان بسیار قدیمی منطقه در دورانهای ثبت نشده تاریخ هست. در اوایل سلطنت آقامحمد خان قاجار به دنبال کوچ اجباری جمعیتی از منطقه کرمان به اهالی شهر اضاف #F888;دند و در مدت دو نسل در جمعیت ترک میاندوآب استحاله گشتند.

اسامی برخی محله‌ها و شهرت‌ها مانند رابریلر، سیرجانیلر و کرمانی نشانگر این حرکت جمعیتی بوده. دو دلیل اصلی این حرکت جمعیتی مهاجرت اجباری یا تبعید در اثر شورش ذکر شده. سرکوبی یاغی‌های منطقه کرمان و اسکان جمعیت بیشتر در این منطقه به منظور مقابله با حملات کردها به بناب و مراغه بوده است. این شهر در واقع مرز منطقه ترک نشین و کردنشین است. تهاجمات متعدد بعضی از قبایل محلی کرد در این منطقه تا اواخر مشروطیت ادامه داشت. در این برهه گزارشهای بسیاری از حملات به کردان توسط لشکر شجاع‌السلطنه نیز ثبت شده است.

در سالهای متلاطم جنگ جهانی اول میاندوآب نیز مانند بسیاری مردم منطقه طعم تلخ قحطی‌ها و بی ثباتی ایران را کشید. دولت ایران در هرج و مرج خان خانی‌های محلی و آشفتگی سیاسی بود. در این دوره دول انگلیس و آمریکا به وساطت مبلغان مسیحی خواستار برقراری یک جمهوری مسیحی به رهبری ارامنه و آسوری ها با مرکزیت ارومیه بودند.

در اواخر جنگ دوم جهانی ارتش شوروی کنترل این منطقه را به دنبال تبعید رضاشاه به دست گرفت. در این سالها حزب دمکرات (دمکرات فرقه سی) به رهبری جعفر پیشه‌وری هواداران بسیاری را در میاندوآب و اطراف به خود جلب کرد. به روایتی برگزاری کلاسهای ترکی و اداره منظم شهر در این دوره کوتاه باعث خوش بینی اهالی به این حزب شد و به روایتی دیگر مردم منطقه از این حزب ناراضی بوده و پیش از رسیدن نیروهای دولتی خود به مبارزه با حزب دموکرات پرداخته و بساط آنها را برچیدند

بیمارستان عباسی :
این بیمارستان یادمانی از نیکان است که بوسیله بانوی نیکوکاری در سال ۱۳۳۱ در میاندوآب پی افکنده شد . زهرا سلطان عزت السلطنه بانی بیمارستان ، دختر رضا قلی خان نظام السلطنه در سال ۱۳۱۲ ه.ق متولد شد . وی در سال۱۳۲۹ با پسر عبدالحسین میرزا فرمانفرما سیاستمدار نامدار معاصر ازدواج کرد . عباس میرزا سالار لشگر شوهر زهرا سلطان از بطن عزت الدوله دختر مظفرالدین شاه است . سالار لشگر حاکم همدان بود و پس از طی مراحل گوناگون و بحران های سیاسی بالاخره در سال ۱۳۱۴ خورشیدی در گذشت . زندگی این بانو پس از سالار لشگر آشفته و پر رنج بود و با وجود این ناملایمات ظرفیت نیکوکاری او پیوسته گوی سبقت را از دیگر نیکوکاران می ربود .

(( برگرفته از کتاب مردمان میاندوآب نوشته جمشید محبوبی ))

سخنی چند درباره محله لک شهر میاندواب
لک های میاندواب از تبار ایل بزرگ لک لرستان هستند که در سه بخش horroo (هو ررو) یا بخش چغلوندی، سلسله و دلفان ساکنند. لک های پراکنده در اقصی نقاط ایران ریشه واحد دارند که به تدریج و با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در سایر نواحی کشور ساکن شده اند.

به نظر میرسد در روزگار حکومت کریم خان زند (۱۱۵۹ تا ۱۱۹۳ هجری قمری) طوایفی از این ایل به همراه خان بزرگ لک به شیراز آمدند و به صلاحدید او در کرمان و بوشهر سکونت اختیار کردند . از آنجایی که سرداران و بزرگان لک های مستقر در کرمان با ماحضه ی وابستگی به خاندان زند به طرفداری لطف علی خان زند برخاستند پس از آن که شهر کرمان به سال ۱۲۰۹ هجری قمری به تصرف آغامحمدخان در آمد و لطفعلی از منطقه متواری و به خوانین بم پناهنده شد. آغامحمدخان به واسطه کینه و عداوتی که به خاندان زند و وابسته گانش داشت در صدد تنبیه و گوشمالی سرکردگان ایل لک برآمد و لک های مستقر در ناحیه سیرجان را همراه با سایر گروه های کرمانی مانند زرندی ها، رابری ها، سیرجانی ها و کرمانی ها در سال ۱۲۱۰ هجری قمری به میاندواب تبعید کرد.

(( برگرفته از کتاب مردمان میاندوآب نوشته جمشید محبوبی
شهرستان میاندوآب

پیشینه

نام میاندوآب را سیاحان اروپایی که تا پیش از دوره پهلوی از این منطقه دیدن میکردند در کتاب‌های خود آورده‌اند. در دوره قاجار آغامحمدخان قاجار، که شهر کرمان را به‌کل نابود ساخته و همگی مردم آن را کور کرده‌ بود، یک هزار تن از جوانان تنومند شهر را به سرکردگی مرتضی‌قلی‌خان کرمانی به تهران فرستاد و پس از آن به میاندوآب و سراب و برخی نقاط دیگر آذربایجان تبعید کرد. این کرمانیان پس از چند نسل در جمعیت این شهرها حل شدند ولی در میاندوآب تا مدتی پیش محله‌هایی به نام محله کرمانی‌ها، سیرجانی‌ها، زرند، راه‌بُر و لک‌ها وجود داشت.شهر میاندوآب در فرن نوزدهم محلات شیعه نشین و سنی نشین جداگانه‌ای داشت.در حال حاضر اقلیت بسیار اندکی از کلیمیان در میاندوآب هستند.

وجه تسمیه و معادل فارسی آن میاندوآب، حاصل موقعیت این شهر بین دو رود زرینه رود و سیمینه رود است. نام ترکی این شهر قوشاچای (دو رود) است.

موقیعت جغرافیایی شهر

شهرستان میاندوآب در جنوب دریاچه ارومیه و جنوب شرقی استان آذربایجان غربی واقع شده است. این شهرستان در حد فاصل بین شهرهای بوکان، ملکان، مهاباد و شاهین دژ واقع شده‌است و در واقع پل ارتباطی برای استان‌های آذربایجان‌غربی، آذربایجان‌شرقی محسوب می‌گردد. مساحت شهرستان میاندوآب ۲۶۹۴کیلومتر مربع است و در طول جغرافیایی ۴۶درجه و ۶دقیقه? شرقی از نصف‌النهار گرینویچ و در عرض ۳۶درجه و ۵۸دقیقه? شمالی از خط استوا در وسط جلگه‌های منتهی به دریاچه ارومیه با ارتفاع ۱۳۱۴متر از سطح دریا قرار دارد. آب و هوای منطقه متغیر بوده، دارای تابستانهای نسبتاً گرم و زمستانهای مختصر سرد می‌باشد. میزان بارش متوسط در منطقه ۲۸۹میلی لیتر ثبت شده‌است. در زمانی نه چندان دور جلگه میاندوآب یکی از جلگه های معروف کشت پنبه بوده است و هم اکنون کشت چغندر قند رواج دارد.

زبان و ترکیب جمعیتی

جمعیت تقریبی این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۹۰برابر با ۲۵۹۹۵۲نفر بوده است که از این تعداد ۱۳۰۶۲۳نفر آنان مرد و ۱۲۹۳۲۹نفر آنان زن بوده اند.

از لحاظ گروههای جمعیتی میاندوآب و اطراف آن بسیار متنوع است. زبان رایج در میاندوآب ترکی آذری است .در این منطقه اقوام مختلفی مانند مادها، اوراتورها، کردها، سلجوقیان، ترک ها و مغول ها زندگی میکنند که در این بین تعدادی از روستاهای آن از پیروان اهل حق یا علوی هستند.

زبانی که مردم میاندآوب امروزه به آن تکلم می‌کنند ترکی آذربایجانی می‌باشند. نوع لهجه ترکی مردم شهرستان میاندوآب لهجه غربی می‌باشد؛ که لهجه‌ای شبیه به لهجه مردم ترک زبان شهرستان ارومیه است.

کشاورزی

موقعیت بسیار مطلوب جغرافیائی باعث رشد بسیار خوب کشاورزی و در نتیجه ترقی صنعتی منطقه میاندوآب شده است. کارخانه تولید قند و شکر میاندوآب در اوایل قرن بیستم با همکاری مهندسان بلژیکی بنا گردید. بنای سد انحرافی نوروزلو در سالهای ۱۳۵۰هجری شمسی این ناحیه را مستعد آبادانی و صنعتی نمودن ناحیه نمود.

قابلیت ها و پتانسیل های توسعه شهرستان

۱٫ واقع شدن در مسیر خط آهن دور دریاچه ارومیه

۲٫ وجود رودخانه های پر آب و پراکنده در منطقه

۳٫ قابلیت تولید انواع چوب صنعتی از جمله صنوبر

۴٫ پتروشیمی در حال احداث در شهرستان به عنوان پروژه محرک توسعه منطقه

۵٫ وجود سد مخزنی شهید کاظمی

۶٫ بالا برون سطح زیر کشت اراضی زراعی آبی

۷٫ سرمایه گذاری عظیم در شبکه آبیارس و زهکشی زرینه رود

۸٫ توانایی کشاورزان در امر کاشت محصولات متنوع کشاورزی به ویژه محصولات استراتژیک

۹٫ بر خورداری از سازمان فضایی مناسب جهت دسترسی به نقاط شهری توسط روستائیان

۱۰٫ وجود شهرک صنعتی میاندوآب با مساحت ۵/۱۲۱ هکتار و کسب رتبه سوم در سطح استان

۱۱٫ زیست انواع آبزیان در رودخانه های زرینه رود و سیمینه رود

۱۲٫ نزدیکی به قطب علمی و صنعتی تبریز

۱۳٫ قابلیت شهر میاندوآب به عنوان مرکز ناحیه و استان جنوبی

۱۴٫ وجود اراضی مستعد پرورش ماهیان گرمابی

راهبردها و راهکارهای اساسی توسعه شهرستان

۱٫ تسریع در شروع عملیات اجرایی بزرگراه میاندوآب – کرمانشاه

۲٫ تسریع در عملیات اجرایی و سد باروق برای تأمین آب مورد نیاز مجتمع پتروشیمی شهرستان و آب کشاورزی زمین های پایین دست سد

۳٫ تسریع در اتمام پروژه های زیر بنایی بویژه پروژه جاده میانندوآب – سرچم – زنجان

۴٫ توسعه کارخانه قند میاندوآب به عنوان اصلی ترین صنعت تبدیلی بخش کشاورزی منطقه

۵٫ توسعه بخش شیلات با ایجاد استخرهای پرورش ماهی و سایر آبزیان

۶٫ توسعه و تقویت بخش بهداشت و درمان شهرستان

۷٫ ضرورت توجه به زیر ساختهای عمران شهری بویژه سیستم فاضلاب شهری و تقویت شبکه ارتباطی درون شهری

۸٫ توجه به آزاد سازی حریم رودخانه زرینه رود در محدوده داخل شهر و ایجاد دریاچه و تسهیلات توریستی در مسیر آن

۹٫ استاندارد سازی فضاهای آموزشی بویژه در مناطق روستایی

۱۰٫ ایجاد شهرک صنعتی بویژه صنایع پائین دستی پتروشیمی

۱۱٫تسریع در عملیات اجرایی مجتمع پتروشیمی میاندوآب

۱۲٫ توسعه مراکز آموزش عالی با تاکید بر متعادل کردن سهم گروههای تحصیلی مختلف، راه اندازی دانشکده

کشاورزی و منابع طبیعی، جذب هئیت علمی تمام وقت و احداث فضای ملکی متناسب مورد نیاز

تنگنا ها و محدودیت های توسعه شهرستان

۱٫ فقدان پوشش گیاهی مناسب جهت مهار سیلاب در بخشی از اراضی منطقه در مسیر رودخانه سیمینه رود

۲٫ وجود معارض حقیقی و حقوقی در اراضی لم یزرع و بایر دشت فسندوز و مشکل کمبود آب جهت آبزی پروری

۳٫ توسعه بی رویه محدوده شهر و تخریب اراضی مرغوب زراعی و باغات اطراف شهر و تبدیل آن به واحد های مسکونی

۴٫ بلاتکلیف بودن و نیمه تمام رها شدن پروژه آموزشکده کشاورزی در تبدیل آن به دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی

۵٫ توسعه کمتر مراکز آموزش عالی و پایین بودن شاخص دانشجو در یکصد هزار نفر جمعیت در مقایسه با میانگین استانی متناسب با مرکز ناحیه

۶٫ عدم هماهنگی مراکز آموزش عالی در ایجاد و توسعه رشته ها و رشد بیش از اندازه دانشجویان برخی رشته های علوم انسانی

۷٫ کمبود هئیت علمی تمام وقت و فضای آموزشی ملکی آموزش عالی شهرستان

۸٫ پایین بودن سهم شهرستان به لحاظ تخت و امکانات بیمارستانی، مراکز بهداشتی و خانه های بهداشت

۹٫ پیشرفت بسیار کند پروژه جاده میاندوآب – سرچم – زنجان که فاصله مرکز استان را با پایتخت حدود ۲۰۰ کیلومتر کاهش میدهد

۱۰٫ عدم تکمیل شبکه مناسب فاضلاب شهری بدلیل بالا بودن سطح آبهای زیر زمینی

۱۱٫ ضعف صنایع و تکمیلی کشاورزی وابسته به کشاورزی

۱۲٫ سنتی بودن سیستم دفع پسماندهای روستایی

۱۳٫ ضعف زیر ساختهای سخت افزاری و نرم افزاری (حمل و نقل، نگهداری و ذخیره، بسته بندی، بازاریابی و …) برای مصرف داخلی و صادراتی محصولات شهرستان

۱۴٫ عدم سرمایه گذاری مناسب و کافی در بخش های زیر بنایی

ارسال پاسخ