قصه چیست؟ (۱)

قصه چیست؟ (۱)

گاه‌نگاری‌های مهدی ابراهیم‌پور در اینترنت

 

سطر اول: هر کسی که عزم را به داستان­ نویسی جزم کرده باشد، لاجرم از هر سمتی که بیاید، با این سوال؛ «قصه چیست؟» مواجه خواهد شد و لاجرم بایستی پاسخی نیز برای آن داشته باشد. پاسخی که لااقل خودش را قانع کند.

از آن جا که برخی معتقدند داستان ­نویس بایستی «قصه­ گو» باشد و ابزار داستان­ نویسی «قصه» است و «شهرزاد» مادر همه ی داستان­ نویسان دنیاست، پس رموز داستان­ نویسی را بایستی در قصه­ گویی جست.

برخی نیز بر این اعتقادند که وجود قصه در «داستان مدرن»، شئی اضافی است و داستان مدرن در گذر از قصه­گویی از داستان کلاسیک متمایز می­شود. انگاره این طیف از نویسندگان بر این اصل استوار است که قصه، داستان را در قطعیت از پیش تعیین شده ­ای محصور می کند در حالی که روح هنر مدرن و داستان مدرن شکستن قطعیت­ های برساخته و پیش ساخته است. «آوانگارد»، عرصه ی تراز کردن نسبیت مدرن در مقابل قطعیت کلاسیک است.

در ادامه­ ی بحث «قصه چیست؟» به آوردگاه این سخنان که نظرگاه­ های مدرن و پست مدرن را نمایندگی می­کنند نیز خواهیم رسید ولی در اول کار، به تحلیل، تنقید و بررسی نظرگاهی که قصه را اساس داستان­ پردازی می­داند، خواهم پرداخت.

«قصه» به تعریف ساده و دم دستی «روایت ماجراست. ماجرایی شکل می­ گیرد و روایت می­شود و این روایت می­شود قصه.»

با این تعریف ساده فهمیدیم که «ماجرا» ابتدایی­ترین نیاز قصه ­پردازیست. ماجرا نیز به همان زبان ساده­ ای که قصه را تعریف کردیم: «سلسله­ ی اتفاق­ ها و حوادثی است که با نخ شخصی (اشخاصی) واحد و یا موقعیتی (زمانی و یا مکانی) واحد با هم ارتباط و پیوستگی داشته باشند.»

پس در روایت ماجرا نمی­توان از این شاخه به آن شاخه پرید. بایستی خط ­سیری برای روایت ماجرا داشت. این خط ­سیر حرکتی­ست که قصه را به جلو می­برد و ما را با آن همراه می­کند.

برای مثال وقتی به قصه «روباه و کلاغ» دروس ابتدایی خود مراجعه کنیم، می­توانیم خط سیر قصه را بیابیم. ماجرا از آن جا شروع می­شود که کلاغی از قضای روزگار صاحب پنیری می­شود. ماجرای روباه و چرب ­زبانی­ ها و حیله­ گری ­هایش با خنگی و ساده ­لوحی کلاغ، رشته ­ای ممتد است تا ما را به انتهای ماجرا که: «طعمه افتاد چون دهان بگشود / روبهک جست و طعمه را بربود.» می­رساند. برای تمرین و شناخت بهتر خط­ سیر در قصه می توانید به قصه­ های کودکی خود مراجعه کنید. هم تجدید خاطره ­ایست و هم این قصه­ ها به لحاظ حفظ کلیت سیر ماجرا، نمونه­ های دقیقی هستند.

حالا که تعریفی ساده از «قصه» و «ماجرا» در دست داریم سوالی پیش می آید که «مگر هر روایتی از هر ماجرایی قصه است؟»

قصه، حکایتی­ست هنری از ماجرایی خیالی که در بطن خود اشاراتی ضمنی به درون انسان­ها یا زشتی­ها و پلشتی­ها و یا بزرگی­ها و مناعت­های خصایل انسانی. قصه روایت صرف یک ماجرا نیست. قصه ماهیتی گزارش­گرانه و یا خاطره­ گویانه ندارد. قصه مولود «تخیل» است و از باب خیال ­انگیزی است که به شعر تنه می­زند نه به نثر ساده.

پس تخیل از لوازم قصه­ گویی و قصه ­سرایی است و برای شناخت قصه لازم می­آید نگاهی به تخیل و جایگاه آن در قصه­گ ویی و داستان­پردازی و در نهایت روایت داستانی داشته باشیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *