کتاب مقدس-Bible

۱٫ کتاب مقدس چیست؟

«کتاب مقدس» عنوان مجموعه نوشته هایى است که مسیحیان آنها را مقدس مى شمارند. باید یادآورى کرد که در بیشتر زبانهاى اروپایى براى نامگذارى کتاب مقدس از واژه هایى برگرفته از واژه یونانى biblia به معناى «کتابها» استفاده مى شود. 

کتاب مقدس
این کلمه در انگلیسى و فرانسوى Bible، در آلمانى Bibel، در هلندى Bijbel، در ایتالیایى Bibbia و در سایر زبانهاى اروپایى به گونه اى مشابه آنها نوشته مى شود. مسیحیان عرب زبان با افزودن صفت «مقدّس»، آن را «الکتاب المقدَّس» مى خوانند. زبانهایى که تحت تأثیر عربى واقع شده اند، مانند فارسى، اردو، مالایى و… نیز از همین تعبیر استفاده مى کنند. همچنین مسیحیان از اصطلاحات دیگرى مانند «کتاب»، «کتب»، «متون» یا «نوشته هاى کتابى» سود مى جویند.

کتاب مقدس به دو بخش نامساوى تقسیم مى شود: «عهد عتیق» و «عهد جدید». عهد عتیق را مى توان کتاب مقدس یهودیان نیز محسوب کرد و داراى ۴۶ کتاب است (در نسخه هاى یهودى و پروتستانى تنها ۳۹ کتاب یافت مى شود). عهد جدید به مسیحیان اختصاص دارد و داراى ۲۷ کتاب است.
هرگاه یک مسلمان به کتاب مقدس نظر افکند، مشاهده مى کند که این کتاب با قرآن مجید کاملا تفاوت دارد. قرآن یک کتاب واحد است که آن را یک شخص ]پیامبر اسلام[، فقط به یک زبان، ظرف ۲۳ سال به مردم گزارش داده است. در صورتى که کتاب مقدس مجموعه ۷۳ (۶۶) کتاب است که به زبانهاى گوناگون و در طول ۱۵۰۰ سال تألیف و گردآورى شده است و شمار بزرگى از مؤلفانِ «الهام یافته»([۱]) که تاریخ نام بسیارى از ایشان را فراموش کرده، براى تهیه آن به عملیات پیچیده اى پرداخته اند. از اینجاست که این نوشته ها در روشهاى تاریخى و شیوه هاى ادبى خود از تنوع برخوردار است.

برخى از این کتابها با گذشت زمان تحول آرام و کندى را تجربه کرده اند و صورت نهایى آنها را نویسندگانى داراى الهام که براى ما ناشناخته اند، پدید آورده اند; همان طور که در مورد تورات موسى مشاهده مى شود. برخى از آنها را اشخاصى معروف در شرایطى ویژه نوشته اند، مانند رساله هاى پولُس. گونه هاى ادبى کتاب مقدس شامل موارد زیر است:
تاریخ ملى (تورات);
پیشگویى (کتابهاى اِشَعْیا، اِرْمیا و…);
حکمت (کتاب ایّوب، امثال سلیمان نبى، کتاب جامعه و…);
اعلام ایمان (اناجیل);
پیام آموزشى (رساله هاى پولُس، پطرس، یوحنّا، یعقوب و…);
دعا و سرود (مزامیر یا زبور داوود);
مکاشفه (کتاب دانیال و مکاشفه یوحنّا).

۲٫ کتابهاى قانونى (رسمى)
«کتابهاى قانونى» به نوشته هایى گفته مى شود که مقدس و صحیح شناخته مى شوند. اندکى پیشتر، هنگام معرفى اجمالى عهد عتیق، دو عدد (۴۶ و ۳۹) مطرح شد. اکنون علت پدید آمدن اختلاف در تعداد کتابهاى عهد عتیق را مى آوریم. براى دست یافتن به این مطلب لازم است به تاریخ یهود قبل از میلاد مسیح باز گردیم. هنگامى که سپاه اسکندر ذوالقرنین سرزمین فلسطین را حدود سال ۳۳۰ ق.م. اشغال کرد، بسیارى از یهودیان از فلسطین خارج شدند و در شهرهاى دیگر امپراطورى سکنى گزیدند. این مهاجرت که «پراکندگى» نامیده مى شود، فشارهایى را در پى داشت که یهودیان و آیین آنان در عصر جانشینان اسکندر در معرض آن قرار گرفتند. آزارها و فشارها در دوران حکومت انتیوکوس چهارم ملقب به اِپیفانوس (۱۷۵ـ۱۶۴ ق.م.) اوج گرفت. بسیارى از یهودیان در اسکندریه اقامت گزیدند و زندگى فرهنگى و دینى مخصوص به خود را ادامه دادند. با گذشت زمان، بیشتر آنان زبان عبرى را فراموش کردند و براى گفتن و نوشتن و عبادت به زبان یونانى روى آوردند. در حدود سال ۲۵۰ ق.م. یهودیان اسکندریه کتابهاى مقدس خویش را به زبان یونانى ترجمه کردند. این اثر به «ترجمه سبعینیه» (یا «ترجمه هفتاد») معروف گردید; زیرا معتقد بودند که هفتاد مترجم آن را تهیه کرده اند.
ترجمه یاد شده داراى حدود ۴۶ کتاب بود و البته وارد کردن برخى از این کتابها در مجموعه تازه مورد بحث واقع شد; زیرا وجود اصل عبرى شمارى از آنها قطعى نبود، جز اینکه بسیارى از یهودیان مناطق یونانى زبان آن عصر، حتى در فلسطین، آن ترجمه یونانى کتاب مقدس را مورد استفاده قرار دادند. همچنین نویسندگان عهد جدید، هنگام استناد به عهد عتیق، معمولا از ترجمه سبعینیه سود مى جستند.
حدود سال ۱۰۰ ، پس ازتخریب دوم شهر اورشلیم و معبد آن، بزرگان یهود براى تصمیم گیرى پیرامون چند مسأله دینى در «یابْنه» («یاوْنه» کنونى) در فلسطین اجتماع کردند. آنان پس از بررسى تک تک اسفار عهد عتیق بر ۳۹ سِفْر رسماً اتفاق کردند و از برخى از اسفار موجود در ترجمه سبعینیه روى گرداندند. اسفار مذکور «اپوکریفا» (یعنى «پنهان») نامیده شدند. همچنین نام دیگر آنها «قانون ثانوى» است (به این معنا که اعتبار رسمى این اسفار در مرحله دوم قرار دارد).
مسیحیان نخستین در امپراطورى روم، نسخه سبعینه را به طور کامل مورد استفاده قرار مى دادند و این نسخه جاى خود را در کلیسا باز کرد و تا امروز کلیساهاى کاتولیک و ارتودکس به ترجمه سبعینیه وفادار مانده اند.
در قرن شانزدهم مصلحان مسیحى که مردم را به بازگشت به ایمان کلیساى صدر مسیحیت دعوت مى کردند، اپوکریفا را کنار گذاشتند و نسخه یهودى عهد عتیق را که مشتمل بر ۳۹ کتاب بود، پذیرفتند. این مسیحیان که پروتستان خوانده مى شوند، با آنکه به محتویات بلند و ارزشمند برخى از اسفار اپوکریفا اعتراف دارند، آنها را معمولا در مرتبه ۳۹ سِفْر دیگر قرار نمى دهند. در بسیارى از ترجمه هاى پروتستانى و ترجمه هاى جهانى مسیحیت، کتابهاى اپوکریفا یک جا در بخشى خاص در پایان عهد عتیق چاپ مى شود.
در مورد کتابهاى عهد جدید اختلافى بین مسیحیان نیست و همه آنان، از کاتولیک، ارتودکس و پروتستان، بر صحت ۲۷ کتاب عهد جدید اتفاق و ایمان دارند.

۳٫ کتابهاى مقدس و الهام
مسیحیان معتقدند که خداوند کتابهاى مقدس را به وسیله مؤلفانى بشرى نوشته است و بر اساس این اعتقاد مى گویند که کتابهاى مقدس یک مؤلف الهى و یک مؤلف بشرى دارند. به عبارت دیگر، مسیحیان معتقدند که خدا کتاب مقدس را به وسیله الهامات روح القدس تألیف کرده و براى این منظور مؤلفانى از بشر را براى نوشتن آنها بر انگیخته و آنان را در نوشتن به گونه اى یارى کرده که فقط چیزهایى را که او مى خواسته است، نوشته اند.
مسلمانان([۲]) توجه مى کنند که اعتقاد مسیحیان در این باب با عقیده اسلامى اختلاف دارد. از نظر مسیحیان خدا مؤلف نهایى کتاب مقدس است، جز اینکه این عمل را از طریق مؤلفان بشرى که کارگزاران وى بوده اند، به انجام رسانده است. مؤلفان بشرى کتاب مقدس هر یک در عصرى خاص مى زیسته و به رنگ زمان خود در آمده بوده اند. همچنین این مؤلفان، مانند دیگر انسانها با محدودیتهاى زبان و تنگناهاى علمى دست به گریبان بوده اند. اصولا مسیحیان نمى گویند که خدا کتابهاى مقدس را بر مؤلفان بشرى املا کرده، بلکه معتقدند که او به ایشان براى بیان پیام الهى به شیوه خاص خودشان و همراه با نگارش مخصوص و سبک نویسندگى ویژه هر یک توفیق داده است.
اقلیتى بسیار ناچیز از مسیحیان گمان مى کنند کتابهاى مقدس با همین الفاظ الهام شده اند و خدا پیام خود را کلمه به کلمه به کاتب بشرى منتقل کرده و وى چیزهایى را که خدا املا نموده، با امانت ثبت کرده است. این نظریه با اعتقاد ربانیون قدیمى یهود شباهت دارد و تا اندازه زیادى با نظر مسلمانان پیرامون وحى شدن قرآن کریم مطابق است و از نتایج منطقى آن این است که وجود حتى یک اشتباه در کلمات کتاب مقدس محال باشد.
اعتقاد به عصمت لفظى کتاب مقدس یکى از اصولى است که مسیحیان معاصر معروف به «بنیاد گرا» به آن استناد مى کنند; زیرا اینان خواهان بازگشت به چیزهایى هستند که در نظر ایشان بنیادهاى ایمان مسیحى است. اکثر متفکران کاتولیک، ارتودکس و پروتستان عصر حاضر نظریه یاد شده را مردود مى شمارند. آنان به وحى لفظى کتاب مقدس عقیده ندارند و مسأله را پیچیده تر از این مى دانند. مسیحیان میان اصل مژده نجات که براى بشر فراهم شده و شکل یا «ظرف» آن تفاوت قائلند. به عقیده همه مسیحیان، اصل پیام از خدا آمده و در نتیجه، حق است; اما شکل پیام تنها به خدا مربوط نمى شود، بلکه به عامل بشرى نیز ارتباط پیدا مى کند. این عامل بشرى نویسنده کتاب است که مانند همه مردم محدود و در معرض خطاست. به عقیده کلیساى کاتولیک، ما با خواندن پیام خدا به چیزهاى مى رسیم که خدا مى خواسته از طریق نویسنده بشرى بیاموزیم. گاهى این نویسنده بشرى نظریات غلط یا اطلاعات اشتباه آمیزى دارد که اثر آن در متن کتاب باقى مى ماند. جز اینکه این امر به شکل و «ظرف» پیام مربوط مى شود و تأثیرى بر اصل پیام ندارد.
مسیحیان براى دست یافتن به پیام الهى که خدا آن را از طریق عامل بشرى غیر معصوم براى بشر فرستاده است، با بررسى کتاب مقدس از طریق روشهاى تاریخى و ادبى گامهاى بلندى برداشته اند. در مقام تشبیه مى توان گفت بررسیهاى نقادانه کتاب مقدس که بازار پررونقى در دانشگاهها، مؤسسات الهیات و مدارس روحانى دارد، تلاش و کوششى است براى بیرون آوردن پیام از «ظرف» و کشف سخن خدا از الفاظ کتاب مقدس.

نوشته شده در شنبه ۵ بهمن۱۳۸۷ساعت ۱۱:۲۲ توسط سید مرتضی عادلی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *