پیامک روز دانشجو۷ -SMS Student Day 7

پیامک روز دانشجو۷

یک داستان عجیب لطفا آن را تا انتها بخوانید…

اتومبیل دانشجوی بیچاره ای که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد.

دانشجو به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »

رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد.

شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند.

شب هنگام وقتی دانشجو می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود ..

صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»

 

دانشجو4
دانشجو با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.

چند سال بعد ماشین همان دانشجو بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .

راهبان صومعه باز هم وی را به صومعه دعوت کردند ، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند.

آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید. صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم .

چون تو یک راهب نیستی» این بار دانشجو گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا کنم.

اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم ، من حاضرم .

بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟» راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی.

وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد.» دانشجو تصمیمش را گرفته بود.

او رفت و ۴۵ سال بعد برگشت و در صومعه را زد.

دانشجو گفت :‌« من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری که از من خواسته بودید کردم .

تعداد برگ های گیاه دنیا ۳۷۱,۱۴۵,۲۳۶, ۲۸۴,۲۳۲ عدد است. و ۲۳۱,۲۸۱,۲۱۹, ۹۹۹,۱۲۹,۳۸۲ سنگ روی زمین وجود دارد»

راهبان پاسخ دادند :« تبریک می گوییم . پاسخ های تو کاملا صحیح است . اکنون تو یک راهب هستی .

ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.» رئیس راهب های صومعه دانشجو را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به او گفت : «صدا از پشت آن در بود»

دانشجو دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود .

دانشجو گفت :« ممکن است کلید این در را به من بدهید؟» راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد.

پشت در چوبی یک در سنگی بود . دانشجو درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به او بدهند. راهب ها کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد.

پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست کلید کرد .

پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت.

و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.

در نهایت رئیس راهب ها گفت:« این کلید آخرین در است » . دانشجو که از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت.

او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در را باز کرد .

وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد.

چیزی که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود. . . . . …..اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید ، چون شما راهب نیستید ….

😛 😛

مصاحبه با یک دانشجوی خیلی خیلی موفق :مصاحبه کننده: شما معمولا صبح ها چه کاری انجام می دهید؟

دانشجو: صبح که از خواب بیدار میشم، وبگردی می کنم.مصاحبه کننده: بعد از ظهر چطور؟دانشجو: این که پرسیدن نداره! خب معلومه، وبگردی می کنم.مصاحبه کننده: و شب ها؟

دانشجو: وبگردی می کنم دیگه.مصاحبه کننده: پس چه زمانی درس می خوانید؟دانشجو: زمانی که وبگردی نمی کنم.

مصاحبه کننده: پس زمان هایی هم هست که وبگردی نمی کنید.دانشجو: نه، زمانی نیست که وبگردی نکنم.

مصاحبه کننده: پس منظورتون اینه که درس نمی خونید؟دانشجو: چرا می خونم.

مصاحبه کننده: میشه خیلی واضح بفرمایین کی درس می خونین؟

دانشجو: توی وبگردی هام یه وقتایی ناخواسته و از روی بدشانسی، به وبلاگای درسی برمی خورم و باز هم متاسفانه تا زمانی که بخواهم اون وبلاگ رو ببندم، چشمم به یکی دو تا از جمله ها میخوره و با این روش تقریبا روزانه، پنج جمله ی ناخواسته یاد می گیرم!

 

😈

مصاحبه با یک دانشجوی لوده :دانشجو رو چی تعریف می کنی؟

فردی که در مقابل فهمیدن سخت مقاومت می کنه!

چی شد که رفتی دانشگاه؟بار بهمون خورد، وانت هم خالی بود، رفتیم دانشگاه.

 

حرفی برای کسانی که میخوان در آینده دانشجو بشن؟

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

بچه جون درس نخون لیسانسه هاش بیکارن

برای شبای امتحان جه برنامه ای داری؟همیشه یک جمله ی گرانبها رو سرلوحه ی کارم قرار میدم و اون اینه که:

ز خر خوانان عالم هر که را دیدم غمی دارددلا خو کن به مشروطی که ان هم عالمی دارد

نه جدا برای خواننده ها بگو چه برنامه ای داری؟راستشو بخوای از سر تا پام تقلب می نویسم ولی چون استرس دارم که تقلب هامو بگیرن، مجبورم همشونو حفظ کنم.

 

😯

خوابگاه دانشجویی چه جور جاییه؟ساختمونی شبیه انباری که توی اون موجوداتی شبیه انسان زندگی میکنن.

اگر یک شب ساعت ۱۲ خوابت بگیره، مجبوری تا ۵ صبر کنی تا خوابگاه اروم بشه بعد بخوابی.

تا حالا شده برای یادگیری درسی دچار مشکل بشی و حس کنی که اونو نمی فهمی؟من کلا با یادگیری مشکل دارم.

برای موفقیت توی امتحانای تستی چه تاکتیکی رو پیشنهاد می کنی؟استفاده از متد ده بیست سی چهل….

 

استرس خودت رو چه جوری مهار می کنی؟استرس لازم نیس! پاس نمی کنیم که از پایه قوی شیم و هی مرور کنیم.

تا حالا شده از امتحانا جا بمونی؟جا که نموندم ولی ۸ صبح امتحانا شروع میشه و من که تا ۷:۵۰ خوابم، مجبورم بدوم تا به امتحان برسم.

 

😳

چگونگی درخواست جزوه(طنز دانشحوئی) :

چگونگی درخواست جزوه :

پسر از پسر:

– بابا باز ما جلسه پیش نبودیم این یارو درس داد؟؟؟؟ اه……..

– آره بابا .منم ۲۰ دقیقه آخر اومدم حاضری بزنم دیدم هنوز داره درس میده…….

– حالا این جزوه رو بده بینیم چی گفته

– بگیر. فقط تا ۱۱ , ۱۲ بیارش فردا ساعت ۸ امتحانه

– هووو حالا کی امتحانو داده کی گرفته

دختر از دختر:

– من جلسه ی پیش نتونستم بیام سر کلاس

– چرا؟؟؟؟؟ مبحث جلسه پیش خیلی مهم بود

– ا وا راست میگی؟؟؟ آخه آنفولانزا گرفته بودم به خاطرهمین وقتی داشتم میومدم اصلا حواسم نبود یهوو تصادف کردم دست و پا هام درد گرفت یه چند دقیقه استراحت کردم بعد خواستم بیام یهو بیهوش شدم وقتی هم به هوش اومدم دیدم تو بیمارستانم خواستم سریع دربست بگیرم بیام دیدم واااای وقت کلاس تموم شده بود نمیدونی انقدر گریه کردم…….. حالا میشه جزوتو بدی من ؟؟؟؟

– والا ۲ هفته دیگه امتحانه من میخواستم بخونم اگه میتونی همین جا بنویس بهم بدش

 

– اوا خاک به سرم ۲ هفته دیگه امتحانه؟؟؟؟؟؟(شروع بغض دختر.. گریه……….)

پسر از دختر:

– معذرت میخوام خانم… میتونم جزوتونو بگیرم آخه من جلسه ی پیش نبودم؟؟؟بله خواهش میکنم فقط اگه امکانش هست سریع بهم برگردونید چون میخوام از روش بخونم

– بله چشم اصلا اگه میخواید شماره منو داشته باشید که هر وقت خواستید بخونید من سریع واستون بیارمش

– نه مرسی احتیاجی نیست

– خوب میخواید شما شمارتونو بدید من وقتی از روش نوشتم ازتون بپرسم که کجا بیارمش

– نه لازم نیست خودتونو به زحمت بندازید کلاس بعدی که با هم بودیم واسم بیاریدش

– بسیار خوب

.

.

.

. کلاس بعد

 

– دستتون درد نکنه خیلی بهم کمک کرد

 

– خواهش میکنم…..( وقتی دخترجزوه را باز میکند یک شاخه گل یا یک شعر عاشقانه همراه با شماره تلفن بر یک صفحه سفید در وسط جزوه قرار دارد.)

 

دختر از پسر۱:

( البته لازم به ذکراست که این مورد زمانی اتفاق میافتد که پسری در کلاس خوشتیپ پولدار و… باشد و حاضر با ارتباط با هیچ دختری در کلاس نباشد)

– ببخشید آقای … من میتونم جزوتونو داشته باشم؟؟؟

– خانوم … شما که جلسه ی قبل سر کلاس بودید

– (دختر از خوشحالی شکه میشود) هههههه شما یادتونه که من جلسه ی قبل بودم؟؟

– نه آخه اگه غایب بودید این جلسه استاد بهتون میگفت که چرا غیبت داشتید

– آها بله درسته…..(دختر دستپاچه شده و نمیداند که چه بگوید)… بله من بودم ولی خودکارم تموم شده بود نتونستم بنویسم

– عجیبه آخه خانوما در یک کلاس عادی حداقل ۹ تا خودکار از هر ۳ رنگ مختلف دارند

– ( دختر هنگ کرده و قادر به ادامه ی گفت و گو نمیباشد)……..

– ( پسر در ذهن خود به این سوژه ی خنده ی امروز خود و دوستانش میاندشد)…

– (دختر همچنان به پسر نگاه میکند)…..

– (پسر که دیرش شده و به این فکر است که مبادا دختر غش کند)…. به هرحال بفرمائید اینم جزوه

– مرسی ( دختر در رویاهایش خود را با پسر میبیند)

دختر از پسر ۲:

 

( لازم به ذکر است این مورد زمانی اتفاق میافتد که پسر یک فرد عادی باشد و دختر خواهان بر قرار کردن رابطه با او و یا صرفا گرفتن جزوه از او میباشد)

 

– آقای… میتونم جزوتونو داشته باشم

– بله خواهش میکنم…….( البته شماره ی پسر از قبل آماده بر روی صفحه ی اول جزوه درشت نوشته شده است)

البته لازم به ذکر است این مورد راحترین و شیرین ترین نوع گرفتن جزوه است

پیامک روز دانشجو۷

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *